🔸 معادل فارسی:
• گرداندن متهم در مقابل دوربین ( رایج ترین معادل )
• نمایش متهم در ملأ عام ( به دستور پلیس و برای رسانه ها )
• تحقیر متهم در مقابل رسانه ها، راهپیمایی اجباری متهم
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• ( معنای اصلی )
The photographers crowded the courtroom steps, eager to get a shot of the billionaire con artist as he began his perp walk.
عکاسان پله های دادگاه را پر کرده بودند و مشتاق بودند از آن کلاهبردار میلیاردر لحظه ای که او را در ملأعام راه می بردند عکس بگیرند.
• ( نقل قول از قاضی )
The so - called 'perp walk' serves no legitimate law enforcement purpose other than to 'humiliate' the defendant and 'titillate' the public .
به اصطلاح گرداندن متهم در مقابل دوربین هیچ هدف مشروع قانونی جز تحقیر متهم و سرگرم کردن مردم ندارد .
• ( در اخبار )
The FBI agent was suspended because they refused to participate in a "perp walk" of the bureau's former director .
یک مأمور اف بی آی به این خاطر که از شرکت در راهپیمایی تحقیرآمیز رئیس سابق دفتر خودداری کرد، تعلیق شد.
• ( در توصیف )
The police perp walked the actor through the crowd after he was arrested .
پلیس آن بازیگر را پس از دستگیری در میان جمعیت راه برد تا در معرض دید خبرنگاران باشد.
• گرداندن متهم در مقابل دوربین ( رایج ترین معادل )
• نمایش متهم در ملأ عام ( به دستور پلیس و برای رسانه ها )
• تحقیر متهم در مقابل رسانه ها، راهپیمایی اجباری متهم
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• ( معنای اصلی )
عکاسان پله های دادگاه را پر کرده بودند و مشتاق بودند از آن کلاهبردار میلیاردر لحظه ای که او را در ملأعام راه می بردند عکس بگیرند.
• ( نقل قول از قاضی )
به اصطلاح گرداندن متهم در مقابل دوربین هیچ هدف مشروع قانونی جز تحقیر متهم و سرگرم کردن مردم ندارد .
• ( در اخبار )
یک مأمور اف بی آی به این خاطر که از شرکت در راهپیمایی تحقیرآمیز رئیس سابق دفتر خودداری کرد، تعلیق شد.
• ( در توصیف )
پلیس آن بازیگر را پس از دستگیری در میان جمعیت راه برد تا در معرض دید خبرنگاران باشد.