peroration

/ˌperəˈreɪʃn̩//ˌperəˈreɪʃn̩/

معنی: نطق
معانی دیگر: (سخنرانی) بخش پایانی، نتیجه گیری، تکرار و خلاصه سازی موضوع نطق
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: perorational (adj.)
(1) تعریف: the concluding part of a speech in which there is a summing up of the principal points.

- When the prosecutor reached her peroration, she knew she had already won over the jury.
[ترجمه ترگمان] هنگامی که دادستان پایان خطابه خود را به پایان رساند، دانست که در برابر هیئت منصفه پیروز شده است
[ترجمه گوگل] هنگامی که دادستان به او رسید، او می دانست که او قبلا در هیئت منصفه موفق به کسب جایزه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a highly rhetorical, flowery, or bombastic speech or manner of speaking.
مشابه: oration

جمله های نمونه

1. We had to listen to a peroration on the evils of drink!
[ترجمه ترگمان]ما باید به یک پایان خوش از شر نوشیدنی گوش می دادیم
[ترجمه گوگل]ما مجبور به گوش دادن به تقصیر در شرارت نوشیدنی بودیم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. However his ringing peroration struck most of those present as being ridiculous, and many laughed aloud.
[ترجمه ترگمان]با این همه، خطابه خود را به پایان رساند و همه حاضران را مسخره کرد و با صدای بلند خندیدند
[ترجمه گوگل]با این حال، زنگ زدگی او بیشتر کسانی که در حال حاضر به عنوان مسخره بود، و بسیاری از خندیدن با صدای بلند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Equally sudden a peroration of chatter from a local mockingbird broke the silence.
[ترجمه ترگمان]به همان اندازه ناگهان از یک مرغ mockingbird محلی سکوت را شکست
[ترجمه گوگل]به همان اندازه ناگهانی از پچ پچ از یک mockingbird محلی شکسته سکوت را شکست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And so when Drabik delivered her marvelous peroration on Shakespeare, I had to wonder how many students got it.
[ترجمه ترگمان]و بدین ترتیب، هنگامی که نطق شگفت انگیز خود را بر زبان شکسپیر خواند، تعجب کردم که چند تا از دانش آموزان آن را به دست آورده اند
[ترجمه گوگل]و بنابراین وقتی Drabik تحسین شگفت انگیز خود را در شکسپیر تحویل داده بود، من مجبور شدم تعجب کنم که چند دانشجو آن را دریافت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Cut out the introduction and the peroration, and stop before you get to secondly.
[ترجمه ترگمان]پایان و خطابه را به پایان ببرید و قبل از آنکه به مرحله دوم برسید توقف کنید
[ترجمه گوگل]مقدمه و تقسیم را برش دهید و قبل از اینکه به مرحله دوم برسید متوقف شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. At last, it gives this clinic effect and peroration.
[ترجمه ترگمان]سرانجام، این کلینیک تاثیر بالینی و خطابه پایانی را ارائه می دهد
[ترجمه گوگل]در نهایت، آن را به این اثر کلینیک و peroration
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The last part is peroration which point out that SAMS has great prospects and Chinese enterprises ought to develop this kind of way as soon as possible in order to meet the challenges of entering WTO.
[ترجمه ترگمان]آخرین بخش، peroration است که اشاره می کند که SAMS دارای چشم انداز عالی و شرکت های چینی باید این نوع روش را تا جایی که ممکن است توسعه دهند تا با چالش های ورود به سازمان تجارت جهانی مواجه شوند
[ترجمه گوگل]آخرین بخش این است که اشاره می کند که SAMS دارای چشم انداز های بزرگی است و شرکت های چینی باید این نوع از راه را در اسرع وقت به منظور حل چالش های ورود به WTO
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Besides the introduction and peroration, this article contains 5 chapters.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر مقدمه و خطابه پایانی، این مقاله پنج فصل دارد
[ترجمه گوگل]علاوه بر مقدمه و تقسیم بندی، این مقاله شامل 5 فصل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The fifth part, peroration, summarized modern cultural value and developing prospect of the trend of raffish art.
[ترجمه ترگمان]بخش پنجم خلاصه، ارزش فرهنگی مدرن و دورنمای گرایش هنر raffish را خلاصه کرد
[ترجمه گوگل]بخش پنجم، دهکده، ارزش های فرهنگی مدرن را خلاصه کرده و چشم انداز روند هنر عاشقانه را توسعه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The third part is the peroration .
[ترجمه ترگمان]بخش سوم، خطابه پایانی است
[ترجمه گوگل]بخش سوم، تقاطع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He summarized his main points in his peroration.
[ترجمه ترگمان]در خطابه خود نکات اصلی خود را خلاصه کرد
[ترجمه گوگل]او نقاط اصلی خود را در تقاطع خود خلاصه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Peroration is a summary of this research .
[ترجمه ترگمان]peroration چکیده این تحقیق است
[ترجمه گوگل]Peroration خلاصه ای از این تحقیق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The last chapter is a further analysis and peroration to the topic.
[ترجمه ترگمان]فصل آخر تجزیه و تحلیل بیشتر و خطابه پایانی بر این موضوع می باشد
[ترجمه گوگل]فصل گذشته تحلیل و تفسیر بیشتر به موضوع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The seventh part is brief peroration.
[ترجمه ترگمان]بخش هفتم، خطابه پایانی کوتاه است
[ترجمه گوگل]بخش هفتم، تقسیم بندی مختصری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نطق (اسم)
address, speech, lecture, utterance, oration, peroration

به انگلیسی

• conclusion of a speech in which a speaker reviews the major points of his discussion
a peroration is the last part of a speech, particularly the part where the speaker summarizes his or her main points; a formal word.

پیشنهاد کاربران

۱ - قسمت پایانی ( جمع بندی ) سخنرانی
the concluding part of a speech
۲ - سخنرانی با لفاظی زیاد ( لفاظی بی محتوا )
a highly rhetorical speech
He abruptly ceased his nonsense peroration
ختم مقال، خاتمه، خاتمۀ مقال
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما