perforation

/ˌpərfəˈreɪʃn̩//ˌpɜːfəˈreɪʃn̩/

معنی: سفت، سوراخ، ایجاد سوراخ، لبه کنگرهیی مثل تمبرپست، عمل سوراخ کردن
معانی دیگر: سوراخ شدگی، آژیدگی، سفتگی، پرفراژ، عمل سورا  کردن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a hole or series of small holes, esp. such as is made to cause paper, stamps, or the like to tear more easily.
مشابه: puncture

(2) تعریف: the act of perforating, or the condition of being perforated.
مشابه: boring, puncture

جمله های نمونه

1. He made a small perforation in the lining of the tube.
[ترجمه گوگل]او یک سوراخ کوچک در آستر لوله ایجاد کرد
[ترجمه ترگمان]حفره کوچکی در آستر لوله ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Excessive pressure can lead to perforation of the stomach wall.
[ترجمه گوگل]فشار بیش از حد می تواند منجر به سوراخ شدن دیواره معده شود
[ترجمه ترگمان]فشار بیش از حد می تواند منجر به سوراخ شدن دیواره شکم شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Today she is in Pennsylvania Hospital with perforation of her stomach.
[ترجمه گوگل]امروز او با سوراخ شدن شکمش در بیمارستان پنسیلوانیا بستری است
[ترجمه ترگمان]امروز او در بیمارستان پنسیلوانیا با سوراخ کردن شکم خود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In no patient was there evidence of perforation, even in those in whom bile collections were found.
[ترجمه گوگل]در هیچ بیمار شواهدی از سوراخ شدن وجود نداشت، حتی در بیمارانی که مجموعه صفرا در آنها یافت شد
[ترجمه ترگمان]در هیچ یک از بیماران مدرکی دال بر وجود perforation وجود نداشت، حتی در کسانی که مجموعه های صفرای آن ها پیدا می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The incidence of perforation in the present study is comparable with some of the earlier reports.
[ترجمه گوگل]بروز سوراخ در مطالعه حاضر با برخی از گزارش های قبلی قابل مقایسه است
[ترجمه ترگمان]وقوع of در مطالعه حاضر با برخی از گزارش ها قبلی قابل مقایسه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. High-pressure water jet deep-penetrating perforation technique is an emerging advanced technology for oil well stimulation and has the highly rock-cutting, breaking and cleaning capabilities.
[ترجمه گوگل]تکنیک پرفوراسیون عمقی جت آب با فشار بالا یک فناوری پیشرفته در حال ظهور برای تحریک چاه نفت است و دارای قابلیت های سنگ بری، شکستن و تمیز کردن بسیار بالایی است
[ترجمه ترگمان]این روش، یک تکنولوژی پیشرفته در حال ظهور برای تحریک چاه نفت است و قابلیت برش، شکستن و تمیز کردن قابلیت تمیز کردن را دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Objective:To observe the result of repairing tympanic membrane perforation with fascia temporal muscle under ear endoscope.
[ترجمه گوگل]هدف: مشاهده نتیجه ترمیم سوراخ پرده تمپان با عضله تمپورال فاسیا زیر آندوسکوپ گوش
[ترجمه ترگمان]هدف: برای مشاهده نتیجه تعمیر perforation tympanic با ماهیچه زمانی تحت فشار گوش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. After uterine perforation the treatment schedule of mifepristone combined with misoprotol is safe and effective.
[ترجمه گوگل]پس از سوراخ شدن رحم، برنامه درمان میفپریستون همراه با میزوپروتول ایمن و مؤثر است
[ترجمه ترگمان]پس از uterine، برنامه درمان mifepristone ترکیب شده با misoprotol بی خطر و موثر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Manglietia species all have scalariform perforation plates, only a few also have simple perforations.
[ترجمه گوگل]گونه های Manglietia همگی دارای صفحات سوراخ دار اسکالاری شکل هستند، تنها تعداد کمی از آنها سوراخ های ساده دارند
[ترجمه ترگمان]گونه های Manglietia همه دارای scalariform سوراخ سوراخ سوراخ هستند، تنها چند تایی از آن ها سوراخ کردن های ساده ای دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Perforation of the uterus by an intrauterine contraceptive device (IUCD) is not a rare complication with this means of birth control.
[ترجمه گوگل]سوراخ شدن رحم توسط یک دستگاه پیشگیری از بارداری داخل رحمی (IUCD) عارضه نادری با این وسیله کنترل بارداری نیست
[ترجمه ترگمان]perforation رحم به وسیله وسیله جلوگیری از بارداری (IUCD)یک پیچیدگی نادر با این روش کنترل تولد نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. But cable long, can reduce the arcs perforation and cutting ability.
[ترجمه گوگل]اما کابل طولانی، می تواند سوراخ شدن قوس و توانایی برش را کاهش دهد
[ترجمه ترگمان]اما کابل خیلی بلند می تواند the arcs و توانایی برش را کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Peptic ulcer with possible perforation and haemorrhage, pancreatitis, distension, ulcerative oesophagitis, anorexia, taste perversion and diarrhoea.
[ترجمه گوگل]زخم پپتیک با سوراخ شدن و خونریزی احتمالی، پانکراتیت، اتساع، ازوفاژیت اولسراتیو، بی اشتهایی، انحراف چشایی و اسهال
[ترجمه ترگمان]زخم peptic با perforation ممکن و haemorrhage، pancreatitis، distension، ulcerative oesophagitis، anorexia، انحراف از انحراف و اسهال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Methods From 1990 to 20032 cases with stercoral perforation of colon were analyzed retrospectively. 17 Cases were diagnosed clearly before operation.
[ترجمه گوگل]MethodsFrom 1990 تا 20032 موارد با سوراخ استرکورال کولون به صورت گذشته نگر مورد بررسی قرار گرفت 17 مورد قبل از عمل به وضوح تشخیص داده شد
[ترجمه ترگمان]روش های از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۳۲ مورد با perforation مقاوم در colon، به صورت گذشته نگر مورد بررسی قرار گرفت ۱۷ مورد قبل از عملیات تشخیص داده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Bowel perforation and bleeding were excluded and abdominal CT revealed splenic rupture and hemoperitoneum.
[ترجمه گوگل]سوراخ شدن روده و خونریزی حذف شد و CT شکم پارگی طحال و همپریتونوم را نشان داد
[ترجمه ترگمان]سوراخ شدن حفره و خونریزی از بین رفته و CT شکمی، گسیختگی splenic و hemoperitoneum را نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سفت (اسم)
shoulder, hole, perforation, needle's eye

سوراخ (اسم)
outage, aperture, orifice, hole, opening, perforation, puncture, bore, cave, leak, cavity, columbarium, pigeonhole, eyelet, mesh, foramen, peck, tap hole

ایجاد سوراخ (اسم)
perforation

لبه کنگره ای مثل تمبر پستی (اسم)
perforation

عمل سوراخ کردن (اسم)
perforation, transfixion

تخصصی

[سینما] سوراخ حاشیه فیلم - سوراخک
[زمین شناسی] سوراخ،روزنه سوراخ کردن بخشی از لوله جداری یک چاه (در قسمتی که در مقابل ناحیه نفت یا گازدار قرار گرفته است) به منظور فراهم شدن امکان ورود نفت یا گاز به درون چاه.
[پلیمر] مشبک سازی، سوراخ کاری

انگلیسی به انگلیسی

• puncturing, making holes

پیشنهاد کاربران

Here’s a detailed breakdown of the **root word "perforate, "** its **collocations, derivatives, ** and **example sentences** with translations in Farsi:
- - -
### **Root Word: Perforate**
...
[مشاهده متن کامل]

- **Meaning:** To pierce or make holes through something.
- - -
### **Collocations:**
1. **Perforate paper**
2. **Perforate metal**
3. **Perforate a surface**
4. **Perforate a stamp**
5. **Perforate a ticket**
- - -
### **Derivatives:**
1. **Perforation** ( noun ) : The act of making holes or the holes themselves.
2. **Perforated** ( adjective ) : Something that has been pierced with holes.
3. **Perforator** ( noun ) : A tool or machine used to make holes.
4. **Imperforate** ( adjective ) : Without holes or not perforated.
- - -
### **Example Sentences:**
#### **1. Perforate ( Verb ) :**
- **Easy:** The machine perforates the paper.
**Farsi:** ماشین کاغذ را سوراخ می کند. 🖨️
- **Medium:** They perforated the metal sheet to allow air flow.
**Farsi:** آنها ورق فلز را سوراخ کردند تا هوا جریان پیدا کند. 🌬️
- **Hard:** The surgeon had to perforate the tissue to insert the tube.
**Farsi:** جراح مجبور شد بافت را سوراخ کند تا لوله را وارد کند. 🏥
- - -
#### **2. Perforation ( Noun ) :**
- **Easy:** The perforation on the stamp makes it easy to tear.
**Farsi:** سوراخ های روی تمبر باعث می شود به راحتی کنده شود. 📜
- **Medium:** The perforation in the wall allowed light to enter the room.
**Farsi:** سوراخ های دیوار باعث شد نور به داخل اتاق وارد شود. 🌞
- **Hard:** The perforation of the eardrum can lead to hearing loss.
**Farsi:** سوراخ شدن پرده گوش می تواند منجر به کاهش شنوایی شود. 👂
- - -
#### **3. Perforated ( Adjective ) :**
- **Easy:** The perforated edges of the paper make it easy to tear.
**Farsi:** لبه های سوراخ دار کاغذ باعث می شود به راحتی پاره شود. 📄
- **Medium:** The artist used perforated metal to create a unique sculpture.
**Farsi:** هنرمند از فلز سوراخ دار برای ایجاد یک مجسمه منحصر به فرد استفاده کرد. 🎨
- **Hard:** The patient had a perforated ulcer, which required immediate surgery.
**Farsi:** بیمار زخم معده سوراخ دار داشت که نیاز به عمل جراحی فوری داشت. 🏥
- - -
#### **4. Perforator ( Noun ) :**
- **Easy:** The office has a perforator to make holes in documents.
**Farsi:** دفتر یک سوراخ کن دارد تا سوراخ هایی در اسناد ایجاد کند. 📂
- **Medium:** The engineer designed a new perforator for industrial use.
**Farsi:** مهندس یک سوراخ کن جدید برای استفاده صنعتی طراحی کرد. 🛠️
- **Hard:** The medical perforator is used to create precise holes in bones.
**Farsi:** سوراخ کن پزشکی برای ایجاد سوراخ های دقیق در استخوان ها استفاده می شود. 🦴
- - -
#### **5. Imperforate ( Adjective ) :**
- **Easy:** The imperforate sheet of paper was difficult to tear.
**Farsi:** ورق کاغذ بدون سوراخ به سختی پاره می شد. 📜
- **Medium:** The imperforate stamp is rare and valuable among collectors.
**Farsi:** تمبر بدون سوراخ در میان کلکسیونرها نادر و ارزشمند است. 🏷️
- **Hard:** The baby was born with an imperforate anus, requiring surgery.
**Farsi:** نوزاد با مقعد بدون سوراخ به دنیا آمد و نیاز به عمل جراحی داشت. 👶
deepseek

در گیاه شناسی به معنی منافذ عناصر آوندی است
در پزشکی : سوراخ شدگی
( نفت ) مشبک کاری
مشبک کردن
ایجاد سوراخ در بدنه چاه نفت.
عملیات مشبک کاری لایه تولیدی چاه نفت.
ایجاد ارتباط میان لایه تولیدی و چاه نفت.
در پزشکی، ، گوش

بپرس