peppercorn

/ˈpepəkɔːrn//ˈpepəkɔːn/

معنی: چیز کم بها، دانه فلفل، فلفل دانه، جزئی، ناچیز
معانی دیگر: دانه ی فلفل
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the dried black berry of the tropical East Indian pepper plant.

(2) تعریف: something small and unimportant.

جمله های نمونه

1. Store the peppercorns in an airtight container and grind the pepper as you need it.
[ترجمه ترگمان]the را در یک ظرف airtight نگه دارید و فلفل را همان طور که به آن نیاز دارید آسیاب کنید
[ترجمه گوگل]فلفل قرمز را در یک ظرف هوادهی نگهدارید و فلفل را به اندازه نیاز به آن بریزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Combine the stock, whole onion and peppercorns in a pan and bring to a simmer.
[ترجمه ترگمان]در یک ماهی تابه، کل پیاز و peppercorns را در یک ماهی تابه بریزید و بجوشانید
[ترجمه گوگل]پیاز، کل پیاز و فلفل قرمز را در یک تابه ترکیب کنید و آن را به یک بطری بچسبانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The resulting white peppercorn is then dried.
[ترجمه ترگمان]سپس peppercorn سفید حاصل خشک می شود
[ترجمه گوگل]سپس فلفل قرمز سفید خشک می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Plain mixed peppercorns make an excellent flavouring for venison.
[ترجمه ترگمان]غذاهای مخلوط ساده و ساده، غذای عالی برای شکار درست می کنند
[ترجمه گوگل]پودر فلفل قرمز مخلوط می شود طعم عالی برای زالو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Black peppercorns are the mature berries that are dried and have the most potent flavors.
[ترجمه ترگمان]peppercorns سیاه میوه های بالغ هستند که خشک شده اند و قوی ترین طعم ها را دارند
[ترجمه گوگل]فلفل قرمز سیاه توت های بالغ است که خشک شده و دارای طعم قوی ترین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Add bones, bay leaf, thyme, parsley, cloves, peppercorns, and water and bring just to a boil.
[ترجمه ترگمان]استخوان ها، برگ خلیج، آویشن، جعفری، peppercorns و آب اضافه کنید و فقط بجوشانید
[ترجمه گوگل]اضافه کردن استخوان ها، برگ های سرخ مایل به قرمز، آویشن، جعفری، میخک، فلفل، و آب و فقط به جوش آوردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Szechuan peppercorns, star anise and five spice powder.
[ترجمه ترگمان]Szechuan peppercorns، رازیانه ستاره و پنج پودر ادویه
[ترجمه گوگل]فلفل قرمز سچوآنگ، نعناع ستاره و پنج پودر ادویه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It is sometimes flavoured with peppercorns.
[ترجمه ترگمان]بعضی وقت ها با peppercorns قابل مقایسه است
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات با فلفل قرمز طعم دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Juniper berries mix nicely with peppercorns, bay leaves, tarragon, allspice, and fennel.
[ترجمه ترگمان]انواع تمشک و سبزی و سبزی و سبزی و سبزی و سبزی را با آن مخلوط می کنند
[ترجمه گوگل]توت فرنگی یخبندان با کیک فلفل، برگ های خاردار، ترخون، نعناع و رازیانه مخلوط می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Pink and red peppercorns are not true peppercorns at all, but the dried berries from a relative of the rose family.
[ترجمه ترگمان]گونه های سرخ صورتی و صورتی به هیچ وجه حقیقت ندارند، اما میوه های خشک از بستگان یک خانواده گل رز
[ترجمه گوگل]فلفل قرمز صورتی و قرمز فلفل قرمز درست نیست اما توت خشک از یک خانواده خانواده گل رز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Remove from heat and add peppercorns and parsley.
[ترجمه ترگمان]از گرما حذف کرده و جعفری و جعفری را به آن اضافه کنید
[ترجمه گوگل]از گرما خارج شود و فلفل قرمز و جعفری را اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Add peppercorns, bay leaf, juniper berries, and wine, cover partially, and simmer for 10 minutes.
[ترجمه ترگمان]peppercorns، برگ برگ بو، berries کوهی، و شراب اضافه کنید، تا حدی پوشش دهید و به مدت ۱۰ دقیقه آرام بگیرید
[ترجمه گوگل]پودر فلفل، برگ نعناع، ​​توت فرودرس، و شراب را اضافه کنید، تقریبا به مدت 10 دقیقه بپزدید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Crush peppercorns, then combine with star anise and green onions.
[ترجمه ترگمان]peppercorns را درهم بشکنید، سپس با رازیانه ستاره و پیاز سبز ترکیب می شود
[ترجمه گوگل]فلفل قرمز را له کنید و سپس آنیون ستاره و پیاز سبز را با هم مخلوط کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. They offered the maisonettes for sale at a peppercorn price, less than £000.
[ترجمه ترگمان]آن ها the را برای فروش به قیمت peppercorn پیشنهاد کردند، کم تر از ۲۰۰۰ پوند
[ترجمه گوگل]آنها میسونوت را برای فروش در قیمت فلفل قرمز، کمتر از 000 پوند پیشنهاد دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

چیز کم بها (اسم)
frippery, peppercorn

دانه فلفل (اسم)
peppercorn

فلفل دانه (اسم)
peppercorn

جزئی (صفت)
slight, small, little, immaterial, minute, inconspicuous, potty, paltry, partial, petty, remote, extrinsic, nominal, retail, negligible, fiddling, inappreciative, inconsiderable, peppercorn, imperceptible, inappreciable, peddling, snatchy, picayune, picayunish, piddling, rushy

ناچیز (صفت)
poor, little, vain, tiny, scrimp, trivial, straw, meager, potty, runty, negligible, fiddling, inconsiderable, insignificant, peppercorn, sparing, inconsequential, inappreciable, peddling, teeny, nugatory, picayune, piddling, pint-size, pint-sized, small-time

تخصصی

[صنایع غذایی] دانه فلفل، فلفل دانه، چیز کم بها، جزئی، ناچیز

به انگلیسی

• dried berry of black pepper
a peppercorn is a small, dried berry which comes from a pepper plant, and which is crushed in order to produce pepper.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما