🔸 معادل فارسی:
• کسی را در جای تنگ و کوچک محبوس کردن / زندانی کردن
• ( در کاربرد روزمره ) کسی را محدود کردن یا در یک فضای بسته نگه داشتن
• ( در کاربرد استعاری ) جلوی آزادی عمل کسی را گرفتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
فیزیکی:
The hostages were penned up in a small room.
گروگان ها در یک اتاق کوچک محبوس شده بودند.
The children felt penned up inside the classroom all day.
بچه ها تمام روز احساس می کردند در کلاس درس محبوس شده اند.
مجازی:
He felt penned up by the rules of the company.
او احساس می کرد که توسط قوانین شرکت محدود شده است.
She was penned up in a job that offered no freedom.
او در شغلی محبوس شده بود که هیچ آزادی ای به او نمی داد.
• کسی را در جای تنگ و کوچک محبوس کردن / زندانی کردن
• ( در کاربرد روزمره ) کسی را محدود کردن یا در یک فضای بسته نگه داشتن
• ( در کاربرد استعاری ) جلوی آزادی عمل کسی را گرفتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
فیزیکی:
گروگان ها در یک اتاق کوچک محبوس شده بودند.
بچه ها تمام روز احساس می کردند در کلاس درس محبوس شده اند.
مجازی:
او احساس می کرد که توسط قوانین شرکت محدود شده است.
او در شغلی محبوس شده بود که هیچ آزادی ای به او نمی داد.
کسی را حبس کردن