🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Paperwork و Desk job:
Paperwork ( کاغذبازی ) به هر نوع کار نوشتاری و اداری ( خواه خسته کننده باشد یا نه ) اشاره دارد.
Desk job ( شغل پشت میزی ) به هر شغلی که پشت میز انجام می شود ( نه لزوماً خسته کننده ) اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Pen pushing اما غیررسمی ترین و انتقادی ترین گزینه است که به کارهای اداریِ یکنواخت، بی روح، و بدون خلاقیت اشاره دارد و بر جنبه های خسته کننده و زائد آن تأکید می کند.
تفاوت این عبارت با Paperwork و Desk job:
Paperwork ( کاغذبازی ) به هر نوع کار نوشتاری و اداری ( خواه خسته کننده باشد یا نه ) اشاره دارد.
Desk job ( شغل پشت میزی ) به هر شغلی که پشت میز انجام می شود ( نه لزوماً خسته کننده ) اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Pen pushing اما غیررسمی ترین و انتقادی ترین گزینه است که به کارهای اداریِ یکنواخت، بی روح، و بدون خلاقیت اشاره دارد و بر جنبه های خسته کننده و زائد آن تأکید می کند.
🔸 معادل فارسی:
• کارهای اداریِ کسل کننده / کارهای دفتریِ یکنواخت
• ( در کاربرد عامیانه ) کارهای نوشتاری و کاغذیِ بی روح ( مانند پر کردن فرم ها و بایگانی )
• ( در کاربرد انتقادی ) به جای کار عملی، به امور اداری مشغول بودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
He spends most of his time on pen pushing instead of actual fieldwork.
او بیشتر وقت خود را صرف کارهای اداریِ یکنواخت می کند، به جای کار عملی میدانی.
I hate the pen pushing part of my job; I'd rather be outside.
من از بخش کاغذبازیِ شغلم متنفرم؛ ترجیح می دهم بیرون باشم.
The new policy will reduce pen pushing and streamline the process.
سیاست جدید، کارهای اداریِ زائد را کاهش داده و فرایند را روان تر می کند.
• کارهای اداریِ کسل کننده / کارهای دفتریِ یکنواخت
• ( در کاربرد عامیانه ) کارهای نوشتاری و کاغذیِ بی روح ( مانند پر کردن فرم ها و بایگانی )
• ( در کاربرد انتقادی ) به جای کار عملی، به امور اداری مشغول بودن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
او بیشتر وقت خود را صرف کارهای اداریِ یکنواخت می کند، به جای کار عملی میدانی.
من از بخش کاغذبازیِ شغلم متنفرم؛ ترجیح می دهم بیرون باشم.
سیاست جدید، کارهای اداریِ زائد را کاهش داده و فرایند را روان تر می کند.
میرزابنویسی