pegging


بازرگانى : تثبیت قیمت اوراق بهادار و ارز ورزش : میخ زدن
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. pegging the price of pears
تثبیت قیمت گلابی

2. pari is pegging the clothes to the clothesline
پری در حال گره زدن به لباس ها در روی بند است.

3. i have been pegging away at this dictionary for three years now
اکنون سه سال است که سخت مشغول نوشتن این فرهنگ هستم.

4. i saw her pegging up the stairs
او را دیدم که با کوشش از پله ها بالا می رفت.

5. the children were pegging stones at the train
بچه ها داشتند به ترن سنگ می انداختند.

6. We are pegging out in a very clean spot.
[ترجمه ترگمان]ما در یک نقطه بسیار تمیز pegging
[ترجمه گوگل]ما در یک نقطه بسیار تمیز داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The contestants were level pegging after round
[ترجمه ترگمان]رقابت کنندگان در سطح بالاتر از دور، ثابت و ثابت بودند
[ترجمه گوگل]مسابقه ها پس از دور شدن، سطح پایینی داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. To write a novel, one must keep pegging away at it consistently.
[ترجمه ترگمان]برای نوشتن یک رمان، باید به طور مداوم ثابت نگه دارید
[ترجمه گوگل]برای نوشتن یک رمان، باید پیوسته به طور مداوم به آن ادامه دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I'm pegging out for a drink.
[ترجمه ترگمان]من برای نوشیدنی زیاده روی می کنم
[ترجمه گوگل]من یک نوشیدنی دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Outside, a woman was pegging sheets to a washing line.
[ترجمه ترگمان]بیرون، یک زن ملحفه را به دست شویی می انداخت
[ترجمه گوگل]در خارج، یک زن به ورقهی شستشوی ورقها بستگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. She was busy pegging her tent to the ground.
[ترجمه ترگمان]مشغول ساختن چادر او به زمین بود
[ترجمه گوگل]او شلوغ چادر او را به زمین کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She saw him pegging along.
[ترجمه ترگمان]او را خیلی به دقت نگاه می کرد
[ترجمه گوگل]او را دیدم که او را به هم پیوند می داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Ensure good contact by pegging in place with wire hoops or weighting it down with a few pebbles.
[ترجمه ترگمان]از تماس خوب با pegging در محل با حلقه های سیمی و یا وزن دادن آن با چند سنگریزه اطمینان حاصل کنید
[ترجمه گوگل]با تماس با انگشتان دست و یا سنگ زدن چندین برابر وزن آن را با توجه به شرایط مناسب، اطمینان حاصل کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. There are three ground pegging points at each bellend and one on either side of the fly.
[ترجمه ترگمان]در هر bellend سه نقطه ثابت وجود دارد که در هر دو طرف مگس وجود دارد
[ترجمه گوگل]سه نقطه پایه زمین در هر طرف و یک طرف در پرواز وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Both teams are level pegging.
[ترجمه ترگمان]هر دو تیم pegging سطحی هستند
[ترجمه گوگل]هر دو تیم سطح پایینی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The pegging episode is discussed because it provides such a strong example of a purely accommodative policy.
[ترجمه ترگمان]موضوع pegging به این دلیل مورد بحث قرار گرفته است که نمونه ای قوی از یک سیاست صرفا accommodative را ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]قسمت پیجینگ مورد بحث قرار گرفته است، زیرا چنین نمونه ای قوی از یک سیاست کاملا متناوب ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[] میخ زدن

به انگلیسی

• determining, ascertaining; corking, plugging; regulation (of stocks, etc.)

پیشنهاد کاربران

When a woman fucks a man so hard in the ass with a strap - on dildo.

Resource : the urban dictionary
A subreddit

🎆 anal sex reveresed

🎆 When a woman fucks a guy with a strap on
Sub guys love pegging

🎆 Reversed anal, rather than the man penetrating the woman's ass ( or a guy's ass for gay anal ) , The woman wears a strap - on dildo and inserts the dildo up his anus
Pegging porn
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما