pegged


میخکوب شده، ثابت نگاه داشته

جمله های نمونه

1. pegged shoes
کفش های گرمیخ دار

2. he pegged his talk to some recent political events
او برخی حوادث سیاسی اخیر را مبنای نطق خود قرار داد.

3. he pegged the ball to me
او گوی را به طرف من پرتاب کرد.

4. we pegged the tent to the ground
خیمه را با گرمیخ بر زمین کوبیدیم.

5. the ruble has been pegged at four to the dollar
ارزش روبل به نرخ چهار روبل به یک دلار تعیین شده است.

6. those who had arrived first had already pegged out some of the best lands
آنان که اول سر رسیده بودند قبلا برخی از بهترین زمین ها را مرز بندی (تصاحب) کرده بودند.

پیشنهاد کاربران

ریشه peg یعنی میخ کوچک، گیره یا چیزی که برای ثابت نگه داشتن استفاده می شود.
از همین تصویر فیزیکی، معنی استعاری �ثابت کردن / وصل کردن / تعیین کردن� شکل گرفته.
مشتقات مهم
1️⃣ peg – میخ / گیره / ثابت کردن
...
[مشاهده متن کامل]

2️⃣ pegged – ثابت شده / تعیین شده / چسبانده شده
3️⃣ pegging – عمل ثابت کردن / میخ کوب کردن
4️⃣ peg down – دقیق تعیین کردن
5️⃣ peg back – مهار کردن / محدود نگه داشتن
6️⃣ peg out – مردن ( عامیانه بریتانیایی )
7️⃣ peg away – با پشتکار ادامه دادن
8️⃣ clothes peg – گیره لباس
9️⃣ currency peg – تثبیت نرخ ارز
کالوکیشن های رایج
1️⃣ peg a currency to the dollar – نرخ ارز را به دلار میخکوب کردن
2️⃣ be pegged at a price – روی قیمتی تعیین شدن
3️⃣ peg interest rates – نرخ بهره را ثابت نگه داشتن
4️⃣ peg someone as something – کسی را این طور فرض کردن
5️⃣ peg back spending – هزینه ها را مهار کردن
6️⃣ peg down the details – جزئیات را دقیق مشخص کردن
7️⃣ be pegged for promotion – برای ارتقا در نظر گرفته شدن
8️⃣ price pegged at – قیمت تعیین شده روی
9️⃣ peg hopes on something – امید را به چیزی گره زدن
🔟 peg out at – به سقف رسیدن / از کار افتادن در سطحی مشخص
جملات پرکاربرد با ترجمه
1️⃣ The currency is pegged to the dollar – ارزش پول به دلار تثبیت شده است
2️⃣ The price was pegged at 100 dollars – قیمت روی ۱۰۰ دلار تعیین شد
3️⃣ I had him pegged as a lawyer – فکر می کردم او وکیل است
4️⃣ The government pegged interest rates at 5 percent – دولت نرخ بهره را روی ۵ درصد ثابت نگه داشت
5️⃣ She pegged her hopes on the new project – او امیدش را به پروژه جدید گره زد
6️⃣ They are trying to peg back inflation – آنها سعی دارند تورم را مهار کنند
7️⃣ Sales pegged out at record levels – فروش به سطح رکورد رسید
8️⃣ He kept pegging away at his studies – او با پشتکار به درس خواندن ادامه داد
9️⃣ We need to peg down the exact cost – باید هزینه دقیق را مشخص کنیم
🔟 The dog pegged out after a long illness – سگ بعد از یک بیماری طولانی مرد
هسته معنایی peg این است:
چیزی را به نقطه ای ثابت وصل کردن → از این تصویر فیزیکی، معانی اقتصادی، ذهنی و استعاری ساخته شده اند.

Peg : در اینجا مورد ادعا قرار دادن
I had her pegged all wrong
در موردش اشتباه فکر می کردم
فرض کردن تو محاوره
you got me pegged
تو خوب منو شناختی.