peg down

جمله های نمونه

1. The travelers are trying to peg down their tents in the storm.
[ترجمه گوگل]مسافران سعی می کنند چادرهای خود را در طوفان فرو کنند
[ترجمه ترگمان]مسافران سعی دارند چادرهای خود را در طوفان فرو کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Make sure the tarpaulin is securely pegged down.
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که برزنت محکم به پایین چسبانده شده است
[ترجمه ترگمان]اطمینان حاصل کنید که روکش برزنتی به طور ایمن ثابت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The government agreed to peg down the retail price of certain basic foodstuffs.
[ترجمه گوگل]دولت موافقت کرد که قیمت خرده فروشی برخی از مواد غذایی اساسی را کاهش دهد
[ترجمه ترگمان]دولت موافقت کرد که قیمت خرده فروشی مواد غذایی اصلی را کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Peg down netting over the top to keep out leaves.
[ترجمه گوگل]توری را روی قسمت بالا بچسبانید تا از برگ ها جلوگیری شود
[ترجمه ترگمان]پگ توری رو روی قله داره تا برگ ها رو از بین ببره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. At night, the men sometimes got out a fiddle and pegged down a dry buffalo hide and danced on it.
[ترجمه گوگل]در شب، مردان گاهی از کمانچه بیرون می آمدند و پوست خشک گاومیش را میخکوب می کردند و روی آن می رقصیدند
[ترجمه ترگمان]شب ها گاهی مردها fiddle بیرون می آوردند و یک بوفالو خشک را در نظر می گرفتند و روی آن می رقصیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The government is attempting to peg down the price of food.
[ترجمه گوگل]دولت در تلاش است تا قیمت مواد غذایی را کاهش دهد
[ترجمه ترگمان]دولت می کوشد تا قیمت غذا را کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The Government agreed to peg down the retail price of certain food stuffs.
[ترجمه گوگل]دولت موافقت کرد که قیمت خرده فروشی برخی از مواد غذایی را کاهش دهد
[ترجمه ترگمان]دولت موافقت کرد که قیمت خرده فروشی مواد غذایی خاص را تثبیت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• reinforce with pegs, use stakes for reinforcement

پیشنهاد کاربران

ریشه peg یعنی میخ کوچک، گیره یا چیزی که برای ثابت نگه داشتن استفاده می شود.
از همین تصویر فیزیکی، معنی استعاری �ثابت کردن / وصل کردن / تعیین کردن� شکل گرفته.
مشتقات مهم
1️⃣ peg – میخ / گیره / ثابت کردن
...
[مشاهده متن کامل]

2️⃣ pegged – ثابت شده / تعیین شده / چسبانده شده
3️⃣ pegging – عمل ثابت کردن / میخ کوب کردن
4️⃣ peg down – دقیق تعیین کردن
5️⃣ peg back – مهار کردن / محدود نگه داشتن
6️⃣ peg out – مردن ( عامیانه بریتانیایی )
7️⃣ peg away – با پشتکار ادامه دادن
8️⃣ clothes peg – گیره لباس
9️⃣ currency peg – تثبیت نرخ ارز
کالوکیشن های رایج
1️⃣ peg a currency to the dollar – نرخ ارز را به دلار میخکوب کردن
2️⃣ be pegged at a price – روی قیمتی تعیین شدن
3️⃣ peg interest rates – نرخ بهره را ثابت نگه داشتن
4️⃣ peg someone as something – کسی را این طور فرض کردن
5️⃣ peg back spending – هزینه ها را مهار کردن
6️⃣ peg down the details – جزئیات را دقیق مشخص کردن
7️⃣ be pegged for promotion – برای ارتقا در نظر گرفته شدن
8️⃣ price pegged at – قیمت تعیین شده روی
9️⃣ peg hopes on something – امید را به چیزی گره زدن
🔟 peg out at – به سقف رسیدن / از کار افتادن در سطحی مشخص
جملات پرکاربرد با ترجمه
1️⃣ The currency is pegged to the dollar – ارزش پول به دلار تثبیت شده است
2️⃣ The price was pegged at 100 dollars – قیمت روی ۱۰۰ دلار تعیین شد
3️⃣ I had him pegged as a lawyer – فکر می کردم او وکیل است
4️⃣ The government pegged interest rates at 5 percent – دولت نرخ بهره را روی ۵ درصد ثابت نگه داشت
5️⃣ She pegged her hopes on the new project – او امیدش را به پروژه جدید گره زد
6️⃣ They are trying to peg back inflation – آنها سعی دارند تورم را مهار کنند
7️⃣ Sales pegged out at record levels – فروش به سطح رکورد رسید
8️⃣ He kept pegging away at his studies – او با پشتکار به درس خواندن ادامه داد
9️⃣ We need to peg down the exact cost – باید هزینه دقیق را مشخص کنیم
🔟 The dog pegged out after a long illness – سگ بعد از یک بیماری طولانی مرد
هسته معنایی peg این است:
چیزی را به نقطه ای ثابت وصل کردن → از این تصویر فیزیکی، معانی اقتصادی، ذهنی و استعاری ساخته شده اند.