peacekeeping

شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the enforcement of a truce or peace between nations, esp. by an international authority such as the United Nations.
صفت ( adjective )
• : تعریف: of, concerning, or providing enforcement of international peace.

جمله های نمونه

1. A small peacekeeping force will be deployed in the area.
[ترجمه ترگمان]یک نیروی حافظ صلح کوچک در این منطقه مستقر خواهد شد
[ترجمه گوگل]نیروی نگهبانی کوچک در این منطقه مستقر خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The UN secretary-general yesterday recommended an enlarged peacekeeping force.
[ترجمه ترگمان]دبیر کل سازمان ملل روز گذشته یک نیروی حافظ صلح بزرگ را توصیه کرد
[ترجمه گوگل]دبیر کل سازمان ملل متحد روز گذشته نیروی حافظ صلح را بزرگ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. UN peacekeeping forces have helped ease tensions in world hot spots since 194
[ترجمه ترگمان]نیروهای حافظ صلح سازمان ملل به کاهش تنش ها در مناطق داغ جهان از زمان ۱۹۴ مه کمک کرده اند
[ترجمه گوگل]نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد از 194 سال به تضعیف تنش در نقاط داغ جهان کمک کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Peacekeeping, by its nature, makes pre-planning difficult.
[ترجمه ترگمان]حفظ صلح حفظ صلح توسط نیروهای پاسدار صلح است
[ترجمه گوگل]حفظ صلح با طبیعت، پیش برنامه ریزی را دشوار می سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The UN is sending peacekeeping troops into the trouble spot.
[ترجمه ترگمان]سازمان ملل نیروهای حافظ صلح را به محل دردسر اعزام می کند
[ترجمه گوگل]سازمان ملل متحد نیروهای حافظ صلح را به نقطه ضعف می فرستد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. British forces have been assigned to help with peacekeeping.
[ترجمه ترگمان]نیروهای بریتانیایی برای کمک به حفظ صلح منصوب شده اند
[ترجمه گوگل]نیروهای بریتانیایی برای کمک به حفظ صلح کمک کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The United Nations has decided to send a peacekeeping force into the area.
[ترجمه ترگمان]سازمان ملل متحد تصمیم گرفته است که یک نیروی حافظ صلح را به این منطقه بفرستد
[ترجمه گوگل]سازمان ملل متحد تصمیم گرفته است که نیروی حفظ صلح را در این منطقه بفرستد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Had a few thousand peacekeeping troops been sent there as a sign of outside concern, that war just might have been avoided.
[ترجمه ترگمان]اگر چند هزار سرباز حافظ صلح به عنوان نشانه ای از نگرانی خارج از کشور به آنجا فرستاده می شدند، می توان از این جنگ اجتناب کرد
[ترجمه گوگل]اگر چند هزار نیروی حفظ صلح در آنجا به عنوان نشانه ای از نگرانی بیرونی فرستاده شد، این جنگ ممکن بود اجتناب ناپذیر باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The United Kingdom opposed sending a peacekeeping force because it represented a long-term commitment but suggested an oil embargo.
[ترجمه ترگمان]بریتانیا با فرستادن یک نیروی حافظ صلح مخالف بود زیرا نشان دهنده تعهد بلند مدت بود اما پیشنهاد تحریم نفتی را داد
[ترجمه گوگل]انگلستان با ارسال یک نیروی حفظ صلح مخالف بود؛ زیرا آن را یک تعهد بلند مدت نشان داد، اما تحریم نفتی را پیشنهاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. a military/peacekeeping operation.
[ترجمه ترگمان]یک عملیات نظامی \/ صلح
[ترجمه گوگل]عملیات نظامی / حفظ صلح
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The United Nations peacekeeping mission was a disaster waiting to happen.
[ترجمه ترگمان]ماموریت حفظ صلح سازمان ملل در انتظار وقوع آن بود
[ترجمه گوگل]ماموریت حفظ صلح سازمان ملل یک فاجعه بود که در انتظار آن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A large peacekeeping force is now being assembled, ready to move at 48 hours' notice.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر یک نیروی حافظ صلح بزرگ در حال جمع شدن است و آماده است تا به مدت ۴۸ ساعت حرکت کند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر یک نیروی حفظ صلح بزرگ در حال جمع آوری است، آماده به حرکت در اطلاع 48 ساعت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The research investigates the concepts of peacekeeping and peace enforcement as they might be applied to United Nations maritime operations.
[ترجمه ترگمان]این تحقیق به بررسی مفاهیم حفظ صلح و نیروهای اجرای صلح می پردازد که ممکن است برای عملیات دریایی سازمان ملل متحد اعمال شوند
[ترجمه گوگل]این تحقیق مفاهیم حفظ صلح و اجرای صلح را به گونه ای مورد بررسی قرار می دهد که ممکن است به عملیات دریایی سازمان ملل اعمال شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. So the choice often comes down to mercenary peacekeeping or no peacekeeping.
[ترجمه ترگمان]بنابراین انتخاب اغلب به حفظ صلح بانی یا هیچ حافظ صلح مربوط می شود
[ترجمه گوگل]بنابراین انتخاب اغلب منجر به صلحبانان مزدور می شود و یا بدون حفظ صلح
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. They are being held hostage with three other peacekeeping officials after being accused of spying for the Phnom Penh Government.
[ترجمه ترگمان]آن ها پس از متهم شدن به جاسوسی برای دولت پنوم پن، با سه مقام حافظ صلح دیگر گروگان گرفته می شوند
[ترجمه گوگل]آنها پس از متهم شدن به جاسوسی برای دولت پنومپن، سه کارمند دیگر را گروگان می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• maintaining peace; maintaining quiet, maintaining placidity
peace-keeping forces or activities are ones that try to prevent violence in a country where there is war or fighting.

پیشنهاد کاربران

صلح ساختاری
حفظ صلح
صلح آمیز
حافظ صلح
Some members of the peace - keeping force seem to have lost sight of the fact that they are there to help people
یه سری ازین نیروهای حافظ صلح ظاهراً فراموش کرده اند که . . .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما