patrimonialism

پیشنهاد کاربران

معادل فارسی:
پاتریمونیالیسم
نظام پدرمیراثی / میراث سالار
حکومت شخصی مبتنی بر رابطه ارباب و تابع
معنی دقیق:
یک مفهوم در علوم سیاسی و جامعه شناسی است که بیشتر با نظریه ماکس وبر شناخته می شود. در این نظام، قدرت سیاسی و اداری تا حد زیادی شخصی و وابسته به حاکم است و مرز روشنی میان اموال و منافع شخصی حاکم و منابع و نهادهای عمومی وجود ندارد.
...
[مشاهده متن کامل]

حاکم معمولا قدرت را از طریق وفاداری شخصی، خویشاوندی، وابستگی، پاداش و امتیاز اعمال می کند، نه صرفا از طریق قوانین و نهادهای غیرشخصی.
مثال ها
The country was governed by a system of patrimonialism.
کشور بر اساس یک نظام پاتریمونیالیستی و شخص محور اداره می شد.
Patrimonialism blurs the boundary between public and private power.
نظام پدرمیراثی مرز میان قدرت عمومی و قدرت شخصی را کمرنگ می کند.
Political appointments were often based on personal loyalty, a characteristic feature of patrimonialism.
انتصابات سیاسی اغلب بر اساس وفاداری شخصی انجام می شد؛ ویژگی ای که از مشخصه های میراث سالار است.

سلطه موروثی

پدرسالاری