patching

/ˈpæt͡ʃɪŋ//ˈpæt͡ʃɪŋ/

معنی: وصله
معانی دیگر: سرهم بندی

جمله های نمونه

1. he was busy patching up another labor union
او مشغول سرهم بندی کردن یک اتحادیه کارگری دیگر بود.

2. My bicycle had a puncture and needed patching up.
[ترجمه گوگل]دوچرخه من سوراخ شده بود و نیاز به وصله داشت
[ترجمه ترگمان]دوچرخه من پنچر شده و نیاز داره که وصله پینه کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Have you tried patching things up with her?
[ترجمه گوگل]آیا سعی کردی با او مشکل را حل کنی؟
[ترجمه ترگمان]سعی کردی اوضاع رو با اون عوض کنی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He has succeeded in patching up the car.
[ترجمه گوگل]او موفق شده است ماشین را وصله کند
[ترجمه ترگمان]او موفق شده اتومبیل را وصله کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She succeeded in patching the broken vase together.
[ترجمه گوگل]او موفق شد گلدان شکسته را به هم بچسباند
[ترجمه ترگمان]موفق شد گلدان شکسته را کنار هم بچیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He's patching the bike tyre that got a puncture yesterday.
[ترجمه گوگل]داره لاستیک دوچرخه رو که دیروز پنچر شده وصله میکنه
[ترجمه ترگمان]او تعمیر لاستیک دوچرخه را که دیروز سوراخ شده بود وصله می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Patching Up Relations Amelio is not writing off everyone and everything in his path.
[ترجمه گوگل]اصلاح روابط آملیو همه و همه چیزهایی را که سر راهش قرار می دهد از قلم نمی اندازد
[ترجمه ترگمان]امیلیو گفت: ((Amelio)امیلیو همه چیز و همه چیز را در مسیر خودش ننوشته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Patching the cracks and filling in the potholes falls to the County Council everywhere except trunk roads and motorways.
[ترجمه گوگل]وصله زدن شکاف ها و پر کردن چاله ها در همه جا به جز جاده های اصلی و بزرگراه ها به عهده شورای شهر است
[ترجمه ترگمان]ترک شکاف ها و پر کردن آن ها در چاله ها به جای جاده ها و جاده ها، به جز جاده ها و جاده ها، به شورای شهر می ریزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Around £300,000 a year has been spent patching up its ageing landing stage.
[ترجمه گوگل]حدود 300000 پوند در سال برای اصلاح مرحله فرود پیر آن هزینه شده است
[ترجمه ترگمان]حدود ۳۰۰،۰۰۰ پوند در سال با وصله کردن سن ورود به سن پیری خرج شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Patching is more effective if done in the pre-school years.
[ترجمه گوگل]وصله زدن اگر در سنین پیش دبستانی انجام شود موثرتر است
[ترجمه ترگمان]در صورتی که این کار در ساله ای قبل از مدرسه انجام شود، کارآیی بیشتری پیدا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. TDD is that patching the drug on the skin, the drug molecules permeate through the skin into the subcutaneous capillary vessels.
[ترجمه گوگل]TDD این است که با چسباندن دارو بر روی پوست، مولکول های دارو از طریق پوست به عروق مویرگی زیر جلدی نفوذ می کنند
[ترجمه ترگمان]TDD آن است که پس از ترمیم این دارو بر روی پوست، مولکول های مواد مخدر در داخل پوست نفوذ می کنند و به رگ های خونی زیرجلدی نفوذ می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I was getting sick and tired of patching and repatching the old ones.
[ترجمه گوگل]از وصله زدن و وصله زدن قدیمی ها حالم به هم می خورد و خسته می شدم
[ترجمه ترگمان]داشتم خسته می شدم و از وصله پینه کردن and خسته می شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Yes, and patching DLDI drivers manually is not required.
[ترجمه گوگل]بله، وصله کردن درایورهای DLDI به صورت دستی لازم نیست
[ترجمه ترگمان]بله، و وصله کردن drivers DLDI لازم نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Patching the drug on the skin, the drug molecules permeate through the skin into the subcutaneous capillary vessels by passive, physics and chemical enhancing diffusion.
[ترجمه گوگل]با چسباندن دارو روی پوست، مولکول‌های دارو از طریق پوست به عروق مویرگی زیر جلدی با انتشار غیرفعال، فیزیکی و شیمیایی نفوذ می‌کنند
[ترجمه ترگمان]patching که مواد مخدر را بر روی پوست بمالید، مولکول های مواد مخدر در داخل پوست نفوذ می کنند و به رگ های خونی زیرجلدی از طریق نفوذ منفعل، فیزیکی و شیمیایی نفوذ می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. So why is SAP bleeding UNIX and patching the wounds wITh LINUX?
[ترجمه گوگل]پس چرا SAP یونیکس را خونریزی می کند و زخم ها را با لینوکس وصله می کند؟
[ترجمه ترگمان]پس چرا UNIX از یونیکس خونریزی می کند و the with را وصله می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

وصله (اسم)
inset, patch, vamp, imp, patching, splotch

تخصصی

[عمران و معماری] لکه گیری - وصله - آج دادن
[کامپیوتر] سرهم بندی

پیشنهاد کاربران

patch ؛
تعاریف ترجمه شده و برگردان شده و بازتعریف شده مثل وصله پینه صفحه ورقه لایه و غیره برای کلمه ی patch با خط و نگارش لاتین آن منشعب از کلمه ی page به معنی صفحه می باشد.
اگر به دنبال سرچشمه و رد و اثری از کلمه ی patch در زبان فارسی از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات بگردیم کلمه ی patch مرتبط می شود با کلماتی از قبیل ؛ بیش و بیشه و بیشتر.
...
[مشاهده متن کامل]

مفهوم کلمه ی بیشه اشاره به یک صفحه گسترده و گسترش یافته تحت عنوان سرزمین دارد.
چنانچه به دنبال این مفهوم در کلمات دیگر در زبان و فرهنگ لغات پارسی بگردیم در فرهنگ نامگذاری ها کلمه ی بیژن به معنی بیشه دار و کلمه ی بیجار با دو بخش بیج آر به معنی بیشه ی انرژی و سرزمین نور و نیرو و کلمه ی آذربایجان با ریخت آذربیشه به معنی بیشه ی نور و کلمه ی بجنورد با ریخت بیژن یورد به معنی یارد بیژن و فراوان از دست کلمات مرتبط قابل مشاهده است.
در صنعت نفت و پتروشیمی و شغل آپاراتچی ها اصطلاح patch زنی برای زمانی کاربرد دارد که لوله ها و تیوب ها به علت فرسودگی و سوراخ شدن در بدنه ی لوله ها و متعاقباً ایجاد نشتی با جوش دادن و چسباندن یک ورق به محل و موضع سوراخ بخواهند جلوی نشتی را بگیرند و لوله ها را ترمیم و تعمیر کنند.
البته در مسیر ایجاد کلمات، کلماتی مشابه مثل پوچ و پاچه و بودجه نباید ما را در رسیدن به مفهوم اصلی تر و نزدیک تر این کلمه دچار اشتباه کند. هر چند اگر در مسیر جریان کلمات ، کلمات بیشتر دنبال کنیم کلمات از زوایای دیگری به همدیگر مرتبط می شوند ولی به لحاظ یافتن کلمات نزدیک در اطراف هر کلمه اولویت را باید در کلمات هم خانواده و هم ریشه در اطراف هر کلمه قرار بدهیم.
به عنوان مثال برای درک بهتر این مطلب در خصوص کلمه ی patch که دو حرف ( پ چ ) قابل تبدیل به حرف ( ب ش ) می باشد کلمه ی امری باش اشاره به مفهوم بودن جهت بیشتر شدن را دارد یا کلمه ی بچه از جهت در حال رشد بودن و بیشتر شدن برای از پوچی در آمدن دارای منظور و مقصود می باشد.

mending,
repair
اگر در مورد جاده یا مسیر آسفالت باشد به معنی "لکه گیری" است
patching ( مهندسی بسپار - تایر )
واژه مصوب: وصله زنی
تعریف: یکی از روش های تعمیر تایر که در آن وصلۀ لاستیکی را بر روی تویی سوراخ شده می چسبانند
ترمیم سنگ فرش
درج، ترمیم ، تعمیر