1. the writer descends from generalities to particulars
نویسنده از کلیات به جزئیات می پردازد.
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی: • جزئیات • ریزه کاری ها • مصادیق خاص • جزییات اجرایی یا موردی 🔸 مثال ها: • "The particulars of the contract can be negotiated, but the main terms are fixed. " جزئیات قرارداد قابل مذاکره است، اما شروط اصلی ثابت هستند. ... [مشاهده متن کامل]
• "I don't need all the particulars; just give me the general idea. " به همه جزئیات نیاز ندارم؛ فقط ایده کلی را به من بگو. • "The story changes in its particulars every time he tells it, but the core message remains the same. " داستان هر بار که تعریف می کند در جزئیاتش تغییر می کند، اما پیام اصلی ثابت می ماند. • "We agreed on the plan, but we still need to work out the particulars. " ما روی برنامه توافق کردیم، اما هنوز باید جزئیات را مشخص کنیم.
take down one's particulars : مشخصات کسی را ثبت کردن