parking lot

/ˈpɑːrkɪŋˈlɑːt//ˈpɑːkɪŋlɒt/

معنی: ماندگاه، توقفگاه بی سقف
معانی دیگر: (محلی) پارکینگ، مانشگاه، توقفگاه بی سقف برای توقف وسائط نقلیه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a usu. paved area where motor vehicles can be parked.

جمله های نمونه

1. A block up the street I found a parking lot.
[ترجمه Nima] یک بلوک بالاتر از خیابان من یک پارکینگ پیدا کردم.
|
[ترجمه Sh.Frz] من در یک بلوک بالاتر از خیابان یک پارکینگ پیدا کردم
|
[ترجمه ترگمان]یه بلوک تو خیابون یه پارکینگ پیدا کردم
[ترجمه گوگل]بلوک خیابان من یک پارکینگ پیدا کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the parking lot of the school, the siren filled the air.
[ترجمه ترگمان]در پارکینگ مدرسه، آژیر فضا را پر کرده بود
[ترجمه گوگل]در پارکینگ مدرسه، آژیر هوا را پر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The parking lot was virtually empty save for a few cars clustered to one side.
[ترجمه ترگمان]محوطه پارکینگ تقریبا خالی بود جز چند ماشین که به یک طرف جمع شده بودند
[ترجمه گوگل]پارکینگ تقریبا خالی بود، صرفا برای چند خودروی که به یک طرف بسته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Please park your car in the parking lot and hike in.
[ترجمه درسا] لطفا ماشین خود را در پارکینگ پارک کنید و در ان پیاده روی کنید
|
[ترجمه ترگمان]لطفا اتومبیل خود را در پارکینگ پارک کنید و در آن پیاده روی کنید
[ترجمه گوگل]لطفا پارک ماشین خود را در پارکینگ و پیاده روی در
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The path leads to the parking lot.
[ترجمه ترگمان]مسیر به پارکینگ منتهی می شود
[ترجمه گوگل]این مسیر منجر به پارکینگ می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The car pulled up on the parking lot outside the station.
[ترجمه ترگمان]اتومبیل از پارکینگ خارج شد
[ترجمه گوگل]ماشین در پارکینگ خارج از ایستگاه کشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There is an inlet to a parking lot.
[ترجمه ترگمان]یک ورودی به پارکینگ وجود دارد
[ترجمه گوگل]ورودی به پارکینگ وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Many cars lay jostling each other at the parking lot.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از اتومبیل ها در محوطه پارکینگ به هم تنه می زدند
[ترجمه گوگل]بسیاری از اتومبیل ها در محل پارکینگ یکدیگر را می کشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The parking lot was jammed with cars.
[ترجمه ترگمان]محوطه پارکینگ پر از ماشین بود
[ترجمه گوگل]پارکینگ با خودروها مسدود شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Last night in the parking lot of the mall a swami with blond dreadlocks treated us to a levitation.
[ترجمه ترگمان]دیشب در پارکینگ فروشگاه یک swami با dreadlocks طلایی با ما به پرواز در پرواز با ما برخورد کرد
[ترجمه گوگل]شب گذشته در پارکینگ بازار، یک swami با dreadlocks های بلوند ما را به levitation درمان شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. One protest site is in a parking lot a little more than a block away from the United Center.
[ترجمه ترگمان]یک تارنمای اعتراضی در محوطه پارکینگ قرار دارد که کمی بیشتر از یک بلوک آنطرف تر از مرکز ایالات متحده است
[ترجمه گوگل]یک سایت اعتراضی در یک پارکینگ کمی بیش از یک بلوک دور از مرکز متحد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In the parking lot, surrounded by hundreds of green-clothed men milling around Greyhound buses, I felt very lonely.
[ترجمه ترگمان]در محوطه پارکینگ، صدها مرد با لباس سبز پوش اطراف اتوبوس نشسته بودند و من احساس تنهایی می کردم
[ترجمه گوگل]در پارکینگ، که توسط صدها نفر از مردان سبز پوشانده شده در اطراف اتوبوس های گری هوند احاطه شده است، احساس بسیار تنهایی کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The parking lot was almost full, but I snagged a space in the last row.
[ترجمه ترگمان]محوطه پارکینگ تقریبا پر بود، اما من در آخرین ردیف قرار گرفتم
[ترجمه گوگل]پارکینگ تقریبا پر بود، اما در ردیف آخر، فضای کوچکی به وجود آوردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The office and the parking lot were in a little clearing surrounded by large trees.
[ترجمه ترگمان]دفتر و محوطه پارکینگ در محوطه کوچکی بود که از درختان بزرگ احاطه شده بود
[ترجمه گوگل]دفتر و پارکینگ در محاصره کمی درختان بزرگ قرار داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. These activities are planned and coordinated with parking lot owners.
[ترجمه ترگمان]این فعالیت ها با صاحبان پارکینگ برنامه ریزی و هماهنگ می شوند
[ترجمه گوگل]این فعالیت ها برنامه ریزی شده و با صاحبان پارکینگ هماهنگ می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ماندگاه (اسم)
parking, parking lot

توقفگاه بی سقف (اسم)
parking, parking lot

تخصصی

[عمران و معماری] توقفگاه - محوطه پارکینگ - محوطه توقفگاه

به انگلیسی

• parking garage, large area where you are allowed to park your car (usually for money)
a parking lot is the same as a car park; used in american english.

پیشنهاد کاربران

محوطه پارکینگ
محوطه توقفگاه
محل پارک
It's easy to misplace your car in the parking lot.
این ساده و {طبیعی}است که شما ماشین تان را در یک پارکینگ گم و گور کنید.

An area for parking cars
پارکینگ سرباز
پارکینگ برای ماشینا
پارکینگ بی سقف یا سر باز

برای مثال= The city parking lot was full, so he parked in the street
پارکینگ
جای پارک
محل پارک کردن
پارکینگ ( سرباز )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما