parameters

جمله های نمونه

1. four parameters are necessary to determine an event, namely the three that determine its position and the one which determines its time
برای تشخیص یک رویداد چهار پراسنجه مورد لزوم اند: سه پراسنجه ای که محل آن را تعیین می کند و یک پرا سنجه که زمان آن را معین می کند.

2. we must remain within the parameters of the budget
بایستی از پراسنجه های بودجه فراتر نرویم.

تخصصی

[کامپیوتر] پارامترها علائمی که هنگام احضار یک برنامه یا مقادیر معینی جایگزین می شوند . نگحاه کنید به formal parameters , actual parameters برنامه ی پاسکال زیر، دارای زیر برنامه ای به نام swap است . این برنامه از دو پارامتر x,y استفاده می کند . بار اول که روبه فراخوانده می شود . متغیر a,b جایگزین پارامترهای فوق می شوند و دفعه ی بعد b,c به کار می روند . نام هایی که در تعریف رویه ( برنامه ) برای پارامترها به کار می روند ( y,x ) به عنوان پارامترهای رسمی شناخته یم شوند . ونامهایی که هنگام احضار برنامه استفاده می شوند ( a,b,c )، پارامتر های حقیقی نام دارند .

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• چارچوب / محدوده های تعیین شده
• شاخص ها / معیارهای اصلی
• عواملی که مرزهای یک توافق، تصمیم، یا سیستم را مشخص می کنند
🔸 مثال ها:
The two sides are still discussing the parameters of the peace deal.
...
[مشاهده متن کامل]

دو طرف هنوز در حال بحث درباره ی چارچوب توافق صلح هستند.
The parameters of the agreement must be clearly defined before any further steps.
پارامترهای توافق باید پیش از هر گام بعدی به وضوح تعریف شوند.
The new policy sets strict parameters for financial transactions.
سیاست جدید محدوده های سخت گیرانه ای برای تراکنش های مالی تعیین می کند.

الزامات ، جزئیات ، ملاحظات
محدودیت
عوامل

مولفه ها