paralogism

/pəˈrælʌˌdʒɪzəm//pəˈrælədʒɪzm/

معنی: استدلال غلط، مغالطه، قیاس نادرست
معانی دیگر: استدلال غیر منطقی، سفسطه، پاراگویی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: paralogistic (adj.)
• : تعریف: faulty reasoning; illogical argument.

مترادف ها

استدلال غلط (اسم)
fallacy, paralogism

مغالطه (اسم)
misleading, paralogism, false reasoning

قیاس نادرست (اسم)
paralogism

تخصصی

[ریاضیات] استدلال غلط، قیاس نادرست

انگلیسی به انگلیسی

• illogical reasoning, invalid argument; conclusion based on illogical reasoning (logic)

پیشنهاد کاربران

واژه ی paralogism با تلفظ پارالوگیسم بصورت تفکیکی pa ra logi sm با توضیح کوتاه و فشرده به شرح زیر: پا ( pa ) علاوه بر پای بدن به معنای پای فهم و عقل و محصولات آنها یعنی اندیشه یا فکر، خیال و تصور و توَهُم هم بوده و را ( ra ) علامت مفعول بیواسطه و لوگی ( logi ) یا لوجی ( جای لو ) یعنی منطقی و لذا پارا ( para ) در اصل و ریشه یونانی و به معنای مخالف، ضد، غلط یا اشتباه نبوده بلکه فارسی ( و احیانا سانسکریتی ) به معنای ورای تجربیات حسی، یعنی راه رفتن یا پرواز کردن در فکر و خیال و تصور با پاها یا بال های قوای ادراکی فهم و عقل بر روی واقعیات عینی و طبیعت که هم میتواند نتیجه ی درست بدست آورد و هم در حین پرواز و قدم زدن با اشباح مواجه شود مانند جن و پری.
...
[مشاهده متن کامل]

حرف s در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 19 میباشد با تلفظ نُه و یک یا یک و نُه مساوی با 10 و حرف m با تلفظ اِم در زبان های غربی و از چپ براست به شکل ما، ضمیر اول مشخص جمع در زبان فارسی و بطور انفرادی ؛ هرکدام از ما افراد انسانی دارای 10 تا پَی، پایه، بنیاد، اصل و ریشه ی آسمانی میباشیم بصورت 5 شاه و 5 ملکه ی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه که یکی در این دنیای فیزیکی از مادر متولد شده و میشود و نُه تای دیگر در بخش وسیع متافیزیکی در پشت پرده ی ضخیم و نفوذ ناپذیر همین دنیای فیزیکی از موجودیت نفسانی یا منی ( نه روحی، نه روانی، نه جانی، نه فهمانی و عقلانی، نه هوشی، نه نوری و نه هیچ موجودیت دیگری ) برخورداند و در نفس مجرد یا من واحد، مطلق و بیکران و بی نهایت خدای حقیقی و واقعی ( و نه خدای کلمه ای دینی و فلسفی و عرفانی ) در خواب سنگین، ژرف و شیرین به سر میبرند و بموازات آن به خواست خدای حقیقی و واقعی و به کمک حواس و فهم و عقل بیکران وی از مشاهده و تجربه ی عشق و زندگی رویائی در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، بهمراه توانائی و دانائی و هنرمندی و هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین برخوردارند.
اگر فهم و عقل محض انسانی فارق از تجربیات حسی، در حین قدم زدن ها یا پرواز های فکری، خیالی و تصوری بر فراز واقعیات محسوس؛ اجنه، ارواح پلید از یکطرف و ارواح پاک و فرشتگان، عقول و انوار مجرده از طرفی دیگر دیده یا مشاهده نموده بوده باشد، مطمئنن و یقینن، دچار جن و پری زدگی شده است.
حرف میم ( m ) در ردیف حروف الفبای فارسی معادل عدد ۲۸ میباشد با جمع رقمی و عددی مساوی با ۱۰ و در کنار معادل عددی حرف s در ردیف حروف الفبای لاتین به شکل زوج عددی ۱۰ 10 برای هرکدام از زوج های سه گانه ی دنیوی در کنار و در دَور و بَر هم.
۲۸ با تلفظ یک زوج و چهار زوج برابر با پنج زوج مشتمل بر ده نیمزوج ؛ پنج تا مردانه یا شاهانه و پنج تا زنانه یا ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، به تعداد انگشتان دستان یا پاهای هرکدام از افراد انسانی ( به استثنای در صد اندکی از شش انگشتی ها ) و به تعداد اعداد یک رقمی سیستم عددی دسیمال یا دهگان از صفر تا نُه ( ۰ تا ۹ ) و نه به تعداد ده فرمان موسا و نه به تعداد کاتِ گوری های دهگانه ی ارسطو.
پارالوگی 10۱۰ : ( paralogi10۱۰ ) :
طوریکه در نگاه اول و محسوس پیداست ، دهِ شرقی ها اندکی لاغر تر از دهِ غربی ها ست !! به این امید فلسفی - عرفانی که در حالت بهشت برین ازلی یا اولیه و در برزخ فعلی در طول این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین متوالی، چنین اختلافی در بین این دوده ( دوخا :۱۹: ن ) نبوده و نباشد بلکه همگی مانند نقاط بی بُعد هندسی از یک بی وزنی و سبک بالی مساوی و آزادی و حق و حقوق برابر برخوردار باشند؛ مستقل از کلیه پندارها و گفتار ها و رفتار ها یا اعمال نیک و بد دنیویشان و بدون کوچکترین تبعیض و استثنائی بین شان، منهای برپائی دادگاه عدل الهی یا الاهی دینی ( که یک خیال و تصور واهی بیش نبوده و نمیباشد ) .

مغالطه صوری
مغالطه گری