paper trail

جمله های نمونه

1. Criminals are very reluctant to leave a paper trail.
[ترجمه دلبر که جان فرسود از او] مجرمین بسیار بی میل هستند تا اسناد و مدارک قابل استنادی از خود به جای بگذارند
|
[ترجمه گوگل]مجرمان بسیار تمایلی به ترک ردپای کاغذی ندارند
[ترجمه ترگمان]جنایتکاران اکراه دارند که یک رد کاغذ را ترک کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. And travellers' cheques or bearer bonds leave a paper trail for police to follow.
[ترجمه گوگل]و چک های مسافرتی یا اوراق قرضه حامل ردپایی کاغذی برای پلیس باقی می گذارد تا آن را دنبال کند
[ترجمه ترگمان]و مسافرانی که چک و یا اوراق قرضه حامل را چک می کنند، ردی کاغذی را برای پلیس به جا می گذارند تا از آن ها پیروی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A steady paper trail of bills, grades, pay stubs, and catalogs helps us create our individual identity.
[ترجمه گوگل]دنباله کاغذی ثابت از صورت‌حساب‌ها، نمرات، فیش حقوقی و کاتالوگ‌ها به ما کمک می‌کند هویت فردی خود را بسازیم
[ترجمه ترگمان]یک رد ثابت کاغذ، نمرات، stubs پرداخت، و کاتالوگ به ما کمک می کند تا هویت فردی خود را ایجاد کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Always establish a paper trail, too, he said.
[ترجمه گوگل]او گفت، همیشه یک دنباله کاغذی نیز ایجاد کنید
[ترجمه ترگمان]او گفت: همیشه یک رد کاغذی درست می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. However, there is at least a public paper trail.
[ترجمه گوگل]با این حال، حداقل یک دنباله کاغذ عمومی وجود دارد
[ترجمه ترگمان]با این حال، حداقل یک رد نامه عمومی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The previous long paper trail might require a bribe at every stop.
[ترجمه گوگل]دنباله کاغذ طولانی قبلی ممکن است نیاز به رشوه در هر توقف داشته باشد
[ترجمه ترگمان]راه های طولانی قبلی ممکنه به یه رشوه برای هر توقف نیاز داشته باشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This paper trail consisted mainly of electronically stored information.
[ترجمه گوگل]این دنباله کاغذی عمدتاً از اطلاعات ذخیره شده الکترونیکی تشکیل شده است
[ترجمه ترگمان]این مسیر به طور عمده شامل اطلاعات ذخیره شده به صورت الکترونیکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He was a shrewd lawyer with a talent for uncovering paper trails of fraud.
[ترجمه گوگل]او یک وکیل زیرک بود که استعداد کشف رد پای کاغذی کلاهبرداری را داشت
[ترجمه ترگمان]اون یه وکیل زیرک بود که استعداد کشف مقاله کلاه برداری رو کشف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. But at these prices, it is difficult to a paper trail.
[ترجمه گوگل]اما با این قیمت ها، ردیابی کاغذ دشوار است
[ترجمه ترگمان]اما با این قیمت، ردیابی یک رد کاغذی دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. "And under the law, they don't have to leave a dollars-and-cents paper trail that reflects the efforts they're making, " he says.
[ترجمه گوگل]او می‌گوید: «طبق قانون، آن‌ها مجبور نیستند یک رد کاغذ دلار و سنت که نشان‌دهنده تلاش‌هایی است که انجام می‌دهند، بگذارند
[ترجمه ترگمان]او می گوید: \" و تحت این قانون، آن ها مجبور نیستند ردی از کاغذ دلاری و سنت را که نشان دهنده تلاش های آن ها است، ترک کنند \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• series of written documents recording the steps or events in a process (informal)

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی
• ردِ کاغذی
• مدارک مکتوب
• سند و مدرک قابل پیگیری
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( حقوقی – اصلی ) :** مجموعه ای از اسناد و مدارک که روند یا فعالیتی را قابل پیگیری می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

- *مثال:* The investigation followed the paper trail of financial transactions.
تحقیقات رد کاغذی معاملات مالی را دنبال کرد.
2. ** ( اداری – کاربردی ) :** مدارک رسمی یا غیررسمی که نشان دهنده ی تصمیمات، اقدامات یا ارتباطات هستند.
- *مثال:* A paper trail shows how the project was approved.
رد کاغذی نشان می دهد پروژه چگونه تأیید شد.
3. ** ( رسانه ای – استعاری ) :** هر نوع شواهد مستند که بتواند صحت یا وقوع چیزی را ثابت کند.
- *مثال:* The scandal left a paper trail of emails.
رسوایی رد کاغذی ایمیل ها را به جا گذاشت.
- - -
## 🔸 مترادف ها
documented evidence – record – documentation – proof – audit trail
- - -
## 🔸 مثال ها
• The auditors found a paper trail proving the fraud.
حسابرسان رد کاغذی ای یافتند که تقلب را ثابت می کرد.
• Always keep a paper trail of your contracts.
همیشه رد کاغذی قراردادهایتان را نگه دارید.
• The journalist uncovered a paper trail of corruption.
روزنامه نگار رد کاغذی فساد را آشکار کرد.

یک سری اسناد که سابقه فعالیتهای شما را نشان می دهد
مستندات کاری
گزارش کار
A series of documents that can be used to show what somebody did
مجموعه ای از شواهد و مدارک