panelist

/ˈpænələst//ˈpænələst/

عضو میزگرد یا هیئت مشاوران (و غیره)، عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیوتلویزیون
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a member of a panel, esp. a panel for discussion, judging, questioning, or playing a game.

جمله های نمونه

1. The panelists are left to compress their inquiries into one good zinger of a question.
[ترجمه ترگمان]هییت داوران برای فشرده کردن inquiries به یک سوال خوب از یک سوال باقی می مانند
[ترجمه گوگل]اعضای هیئت داوران برای فشردن سوالات خود به یکی از دلایل صحیح سوال سوالی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The panelists were put off by numerous ads promising a balanced federal budget but offering no specifics on how to achieve it.
[ترجمه ترگمان]هییت مدیره با تبلیغات متعدد به بودجه متعادل فدرال دست یافتند، اما هیچ گونه جزئیاتی درباره نحوه دستیابی به آن ارائه نکردند
[ترجمه گوگل]اعضای هیئت مدیره توسط آگهی های متعدد محکوم به وعده بودجه بودجه فدرال بود، اما هیچ گونه جزئیات در مورد چگونگی دستیابی به آن را ارائه نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sometimes one or two of the panelists will offer to continue working with the entrepreneur.
[ترجمه ترگمان]بعضی اوقات یک یا دو نفر از اعضا پیشنهاد خواهند کرد که به کار کردن با کارآفرین ادامه دهند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات یک یا دو نفر از اعضای هیئت مدیره برای ادامه کار با کارآفرین پیشنهاد خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Panelist means an individual appointed by a Provider to be a member of a Panel.
[ترجمه ترگمان]panelist به معنی فردی است که توسط یک عرضه کننده منصوب می شود تا یک عضو هییت مدیره باشد
[ترجمه گوگل]داوطلب به معنی فردی است که توسط یک ارائه دهنده تعیین شده است تا عضو هیئت مدیره باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. However, one panelist expressed concern at a lack of protective measures for the palace's decorative surfaces.
[ترجمه ترگمان]با این حال، یک panelist از عدم وجود اقدامات حفاظتی برای سطوح تزیینی کاخ ابراز نگرانی کرد
[ترجمه گوگل]با این حال، یکی از اعضای هیئت منصفه ابراز نگرانی از عدم اقدامات حفاظتی برای سطوح تزئینی کاخ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This surprise led one panelist to recall that heating is part of the refining process that manufacturers use to deodorize raw oils.
[ترجمه ترگمان]این شگفتی منجر شد که یک panelist به یاد آورد که گرمایش بخشی از فرآیند پالایش است که تولید کنندگان از آن برای deodorize روغن خام استفاده می کنند
[ترجمه گوگل]این تعجب، یکی از اعضای هیئت مدیره را به خاطر آورد که حرارت دادن بخشی از فرآیند پالایش است که تولیدکنندگان برای تمیز کردن روغنهای خام استفاده می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The third Panelist shall be appointed by the Provider from its list of panelists.
[ترجمه ترگمان]سومین panelist باید توسط ارایه دهنده از فهرست اعضا منصوب شود
[ترجمه گوگل]داوطلبان سوم باید توسط ارائهدهنده از فهرست نمایندگان خود تعیین شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Each Panelist possesses an equal vote.
[ترجمه ترگمان]هر panelist دارای یک رای مساوی است
[ترجمه گوگل]هر نماینده دارای یک رای مساوی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Then he turned the program over to the five panelists who sat behind him on the stage.
[ترجمه ترگمان]سپس برنامه را به پنج panelists که پشت سر او روی صحنه نشسته بودند برگرداند
[ترجمه گوگل]سپس وی برنامه را به پنج عضو هیئت مدیره که پشت صحنه او روی صحنه نشسته بود، تبدیل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. But the characteristic that most analysts remarked on from the start was that most of the panelists were white.
[ترجمه ترگمان]اما مشخصه که اکثر تحلیلگران از همان ابتدا اظهار داشتند این بود که اکثر اعضا سفید بودند
[ترجمه گوگل]اما مشخصه ای که اکثر تحلیل گران از ابتدای آن ذکر کرده اند این بود که بیشتر اعضای هیئت مدیره سفیدپوست بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It was a special talent to be a good panelist.
[ترجمه ترگمان] این یه استعداد ویژه بود که عضو یه عضو خوب باشه
[ترجمه گوگل]این یک استعداد ویژه بود که بتواند یک گروه خوب باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In such event, the Provider shall have the discretion to a substitute Panelist.
[ترجمه ترگمان]در چنین شرایطی، ارایه دهنده باید اختیار انتخاب جانشین را داشته باشد
[ترجمه گوگل]در چنین مواردی، ارائه دهنده باید به اختیاری یک نماینده مجدد اختیار داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In such event, the Provider shall have the discretion to appoint a substitute Panelist.
[ترجمه ترگمان]در چنین شرایطی، ارایه دهنده باید اختیار انتخاب یک panelist جایگزین را داشته باشد
[ترجمه گوگل]در چنین مواردی، ارائه دهنده باید اختیار تعیین یک جانشین جایگزین را داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Where the majority cannot be reached, the decision shall be decided by the Presiding Panelist.
[ترجمه ترگمان]در جایی که اکثریت را نمی توان به آن دست یافت، این تصمیم با ریاست panelist تصمیم گیری خواهد شد
[ترجمه گوگل]از آنجا که اکثریت را نمی توان رها کرد، تصمیم گیری توسط هیأت مدیره پیشین تعیین می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• panel member

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما