paging

/ˈpeɪdʒɪŋ//ˈpeɪdʒɪŋ/

معنی: صفحه بندی
معانی دیگر: صفحه بندی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. She is paging through a magazine aimlessly.
[ترجمه ترگمان]بی هدف مجله را ورق می زند
[ترجمه گوگل]او از طریق مجله بی هدف هدف قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Paging from Vodapage gives busy people like you the freedom to go about your business and get the message.
[ترجمه ترگمان]Paging از Vodapage به افراد پرمشغله این امکان را می دهد که در مورد کسب وکار خود صحبت کنید و پیام را دریافت کنید
[ترجمه گوگل]پیگیری از Vodapage به افراد مشغول مانند شما آزادی برای رفتن به کسب و کار شما و دریافت پیام است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Seth was paging through a book.
[ترجمه ترگمان]سث مشغول ورق زدن یک کتاب بود
[ترجمه گوگل]سث از یک کتاب پیوند داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Check with wireless phone and paging companies for possible changes.
[ترجمه ترگمان]با گوشی وایرلس و شرکت های paging برای تغییرات احتمالی چک کنید
[ترجمه گوگل]برای تغییرات احتمالی با شرکت های تلفن بی سیم و پیمایش شرکت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It included radio and television stations, paging devices, mobile telephones, Orion Pictures and the Harlem Globetrotters.
[ترجمه ترگمان]شامل ایستگاه های رادیویی و تلویزیونی، دستگاه های صفحه بندی، تلفن های همراه، Orion و هارلم Globetrotters می شد
[ترجمه گوگل]شامل ایستگاه های رادیو و تلویزیون، دستگاه های جست و جو، تلفن های همراه، Orion Pictures و هارلم Globetrotters
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. EASY-TO-USE Paging is a simple but fast way to keep in touch.
[ترجمه ترگمان]استفاده مجدد از Paging یک روش ساده اما سریع برای لمس کردن است
[ترجمه گوگل]آسان به استفاده از صفحه بندی یک راه ساده اما سریع برای حفظ ارتباط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Faxing, and paging that accommodates messages up to 160 letters and numbers, messages to groups, and two-way communication.
[ترجمه ترگمان]صفحه بندی و صفحه بندی که حاوی پیغام هایی با ۱۶۰ نامه و عدد، پیام ها به گروه ها، و ارتباطات دو سویه است
[ترجمه گوگل]فکسینگ و صفحه بندی که متن پیام را تا 160 حرف و عدد، پیام به گروه ها و ارتباط دو طرفه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Choice of pagers A paging system consists of a central control unit together with a pager for each employee.
[ترجمه ترگمان]انتخاب of یک سیستم صفحه بندی متشکل از یک واحد کنترل مرکزی همراه با pager برای هر کارمند است
[ترجمه گوگل]انتخاب پیگردها یک سیستم پیگیری شامل یک واحد کنترل مرکزی همراه با یک پیجر برای هر کارمند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Thanks in large part to electronic paging this has been reduced significantly over the past 10 years.
[ترجمه ترگمان]به لطف بخش بزرگی از صفحه بندی الکترونیکی، به طور قابل توجهی در طول ۱۰ سال گذشته کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]با توجه به بخش عمده ای از پیجینگ های الکترونیکی، این میزان در 10 سال گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Both paging systems and two-way radio can have significant benefits for the catering industry.
[ترجمه ترگمان]هر دو سیستم صفحه بندی و رادیو دو طرفه می توانند مزایای مهمی برای صنعت تولید کننده داشته باشند
[ترجمه گوگل]هر دو سیستم پیجینگ و رادیو دو طرفه می تواند مزایای قابل توجهی برای صنعت غذا داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Your reply reminds me of my son paging through the brochure for George Washington University.
[ترجمه ترگمان]پاسخ شما مرا به یاد son paging از طریق بروشور دانشگاه جورج واشینگتن می اندازد
[ترجمه گوگل]پاسخ شما به من یادآوری می کند که پسر من از طریق بروشور برای دانشگاه جورج واشنگتن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Its paging business was booming, and annual operating profits broke the $ 1 billion mark.
[ترجمه ترگمان]کسب وکار paging در حال ترقی بود و سود عملیاتی سالانه ۱ میلیارد دلار را شکست
[ترجمه گوگل]کسب و کار صفحه بندی آن پررونق بود و سود عملیاتی سالانه یک میلیارد دلار افت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Late paging space allocation causes paging disk blocks not to be allocated until its corresponding pages in RAM are touched.
[ترجمه ترگمان]آخرین تخصیص فضای paging باعث می شود که بلوک های دیسک paging تا زمانی که صفحات متناظر در RAM مورد لمس قرار گیرند، تخصیص داده نشود
[ترجمه گوگل]تخصیص فضایی پیمایش بلافاصله باعث می شود که بلوک های دیسک صفحه بندی تا زمانی که صفحات متناظر آن در RAM قرار نگیرند اختصاص یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The network initiates the paging procedure by sending a paging request message on an appropriate paging subchannel on CCCH or PCCCH.
[ترجمه ترگمان]این شبکه روش صفحه بندی را با ارسال یک پیغام درخواست صفحه بندی به یک subchannel صفحه بندی مناسب روی CCCH یا PCCCH آغاز می کند
[ترجمه گوگل]شبکه، روش پیگیری را با ارسال یک پیام درخواست پیگیری در یک زیر کانال پینگ بندی مناسب در CCCH یا PCCCH آغاز می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Displays a system's paging file Virtual Memory settings.
[ترجمه ترگمان]فایل صفحه بندی یک سیستم را نمایش می دهد: تنظیمات حافظه مجازی
[ترجمه گوگل]یک پرونده پیکربندی سیستم نمایش تنظیمات حافظه مجازی را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

صفحه بندی (اسم)
paging

تخصصی

[کامپیوتر] صفحه بندی
[برق و الکترونیک] پی جویی، فراخوانی، صفحه بندی
[زمین شناسی] صفحه بندی،انتقال صفحات بین سیستمهای ذخیره. سازماندهی مخزن رایانهای به صورت بلوکهایی با طول ثابت و صفحات.

معنی یا پیشنهاد شما