padmate

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Cellmate، Inmate، و Bunkie:
• Cellmate به معنای هم سلولی است و رسمی تر و خنثی تر از padmate است؛ در بافت های حقوقی و خبری رایج تر است.
• Inmate به معنای زندانی است و گسترده تر از padmate است؛ فقط زندانی بودن را نشان می دهد، نه لزوماً شریک سلول بودن.
...
[مشاهده متن کامل]

• Bunkie معادل آمریکایی padmate است و غیررسمی و عامیانه است؛ اما bunkie کمتر رایج است و معمولاً در بافت های زندان های آمریکا به کار می رود.
• Padmate اما ترکیبی از هم سلولی بودن، رفاقت اجباری، و غیررسمی بودن را می رساند و به همین دلیل در بافت های خبری و جنایی بریتانیا واژه ی دقیقی است — یعنی کسی که ناخواسته، سلول و فضای زندگی ات را با او شریک شده ای.

🔸 معادل فارسی:
• هم سلولی / هم بند
• رفیق سلول / شریک سلول
• هم اتاقی زندان
🔸 مثال ها:
• A prisoner who strangled his cellmate confessed: I've killed my padmate.
زندانی ای که هم سلولی اش را خفه کرد، اعتراف کرد: من هم سلولی ام را کشتم .
...
[مشاهده متن کامل]

• He shared a cell with his padmate for over a year.
او بیش از یک سال با هم سلولی اش در یک سلول بود.
• The officer described Alcide as eerily nonchalant after he said he had killed his padmate.
افسر، آل ساید را پس از آنکه گفت هم سلولی خود را کشته است، به شکلی عجیب و نگران کننده خونسرد و بی تفاوت توصیف کرد.