paddy

/ˈpædi//ˈpædi/

معنی: ایرلندی، مزرعه شالیکاری، برنج اسیاب نکرده
معانی دیگر: برنج آسیاب نکرده، برنج نکوبیده، شلتوک، شالی، شالیزار، مزرعه ی برنج، شلتوک زار، پالیز برنج، کرت برنج (rice paddy هم می گویند)، (زننده) ایرلندی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: Paddies
• : تعریف: (slang; often derogatory) an Irishman.

جمله های نمونه

1. Paddy spotted Mary Ann and gave her a cheery wave.
[ترجمه ترگمان]پدی ماری آن را دید و یک موج شاد به او داد
[ترجمه گوگل]Paddy مری Ann را دید و موجی شاد را به او داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The soldiers were bellying through the rice paddy.
[ترجمه ترگمان]سربازان از میان برنج به داخل شکم می دادند
[ترجمه گوگل]سربازان از طریق برنج برنج فرو ریختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His second son, Paddy, had gone to live in Canada.
[ترجمه ترگمان]پسر دومش، پدی که در کانادا زندگی کرده بود
[ترجمه گوگل]پسر دومش، پدی، در کانادا زندگی می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There's no need to get into such a paddy.
[ترجمه ترگمان]احتیاجی به این کار نیست
[ترجمه گوگل]نیازی نیست که به چنین کاسه ای برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She adored Paddy but he didn't treat her well.
[ترجمه ترگمان]پدی را می پرستید، اما با او خوب رفتار نمی کرد
[ترجمه گوگل]او پدی را تحسین کرد اما او با او رفتار نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. There's no need to get in/into a paddy.
[ترجمه ترگمان]هیچ نیازی به سوار شدن \/ به یک paddy وجود ندارد
[ترجمه گوگل]هیچ نیازی به وارد شدن به یک دستکش نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The musicians burst into a rousing rendition of "Paddy Casey's Reel".
[ترجمه ترگمان]نوازندگان با شنیدن صدای خفه پدی کیسی از نو شروع به خواندن کردند
[ترجمه گوگل]موسیقیدانان به یک تجدید نظر از 'حلقه پدسی کیسی' سرازیر شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The building of irrigation systems and paddy fields is costly in terms of time and effort.
[ترجمه ترگمان]ساخت سیستم های آبیاری و مزارع برنج از نظر زمان و تلاش پرهزینه است
[ترجمه گوگل]احداث سیستم های آبیاری و مزارع برنج از لحاظ زمان و تلاش پرهزینه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The bullets sent up muddy geysers from the paddy water as they raged toward the group.
[ترجمه ترگمان]گلوله های توپ geysers را از روی آب برنج بیرون آوردند و به سوی گروه هجوم بردند
[ترجمه گوگل]گلوله ها از آب آبشاری به جیزرهای سبز ارسال می شود، زیرا آنها به سمت گروه خشمگین شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It had been an honest mistake, though, the paddy wagon men believing he was dead or dying.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، این یک اشتباه صادقانه بود، ولی کارگران خیال می کردند که او مرده یا مرده
[ترجمه گوگل]با این حال، اشتباه صادقانه، مردانی با وسواس متحرک معتقد بودند که او مرده یا مرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We gathered around a paddy dike and exchanged greetings and impressions.
[ترجمه ترگمان]دور یک سد paddy جمع شدیم و احوال پرسی و impressions را رد و بدل کردیم
[ترجمه گوگل]ما در اطراف یک قایق سواری جمع شده و تبریک می گوییم و تبریک می گوییم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. As we flared, spray from the rice paddy swirled around us.
[ترجمه ترگمان]همان طور که سر تکان می دادیم، از روی برنج و برنجی که در اطراف ما می چرخید، اسپری می زدیم
[ترجمه گوگل]همانطور که ما گند زد، اسپری از برنج برنج چرخان در اطراف ما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The paddy fields have turned a feathery yellow.
[ترجمه ترگمان]مزارع پدی مثل گچ سفید شده بودند
[ترجمه گوگل]زمینه های خرچنگی زرد پر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Tho had gone to the edge of the paddy, and had scooped some water into his helmet.
[ترجمه ترگمان]Tho به لبه the رفته بود و مقداری آب در کلاهش ریخته بود
[ترجمه گوگل]Tho به لبه بالش رسیده بود، و برخی از آب به کلاه خود را برداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ایرلندی (اسم)
irish, irishman, paddy

مزرعه شالیکاری (اسم)
paddy, paddy field

برنج اسیاب نکرده (اسم)
paddy

به انگلیسی

• rice in a husk; rice field; temper (informal)
a paddy or a paddy field is a flooded field that is used for growing rice.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیایرلندی، مزرعه شالیکاری، برنج اسیاب نکردهمعانی متفرقهبرنج آسیاب نکرده، برنج نکوبیده، شلتوک، ش ...بررسی کلمهاسم ( noun ) حالات : Paddies • : تعریف: (slang; often derogatory) an Irishman.جمله های نمونه1. Paddy spotted Mary Ann and gave her a cheery wave. [ترجمه ترگمان] پدی ماری آن را دید و یک موج ...مترادفایرلندی ( اسم ) irish, irishman, paddy مزرعه شالیکاری ( اسم ) paddy, paddy field برنج اسیاب ن ...انگلیسی به انگلیسیrice in a husk; rice field; temper ( informal ) a paddy or a paddy field is a flooded field that is us ...
معنی paddy، مفهوم paddy، تعریف paddy، معرفی paddy، paddy چیست، paddy یعنی چی، paddy یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف p، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف p، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف p، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف p
کلمه بعدی: paddy field
اشتباه تایپی: حشییغ
آوا: /پددی/
عکس paddy : در گوگل
معنی paddy

پیشنهاد کاربران

irregular paddies
چریک های ایرلندی
مزارع شالیکاری، شالیزار
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما