packed programme

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
برنامه فشرده؛ برنامه پر و پیمان؛ برنامه ای که مملو از فعالیت ها و رویدادهای پشت سرهم است.
مثال؛
The president had a packed programme during his visit to London.
رئیس جمهور در جریان سفرش به لندن برنامه ای بسیار فشرده داشت.
...
[مشاهده متن کامل]

The conference has a packed programme of talks and workshops.
این کنفرانس برنامه ای فشرده و پر از سخنرانی و کارگاه دارد.
🔸 نکته:
در انگلیسی بریتانیایی programme رایج است؛ در آمریکایی معمولا program نوشته می شود.
We have a packed programme for the three - day trip.
برای سفر سه روزه مان برنامه ای بسیار فشرده و پر از فعالیت داریم.