برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1359 100 1

puzzled

/ˈpʌz.əld/ /ˈpʌz.əld/

System.String[]

واژه puzzled در جمله های نمونه

1. i puzzled over her words and tried to understand her meaning
درباره‌ی حرف‌های او در اندیشه بودم و می‌کوشیدم منظور او را درک کنم.

2. she puzzled over the choice of a husband for months
ماه‌ها درباره‌ی انتخاب شوهر به تفکر پرداخت.

3. her strange disease puzzled the doctors
بیماری عجیب او دکترها را سردرگم کرد.

4. the neighbors were puzzled by her behaviour
همسایه‌ها از رفتار او هاج و واج شده بودند.

5. 'Dinner?' Sam asked, looking puzzled.
[ترجمه ترگمان]شام؟ سام که گیج شده بود پرسید:
[ترجمه گوگل]'شام؟' سم پرسید، به نظر دلگرم کننده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The complexity of the road map puzzled me.
[ترجمه ترگمان]پیچیدگی نقشه راه مرا گیج کرد
[ترجمه گوگل]پیچیدگی نقشه جاده من را متعجب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. For many years, experts in occupational health have puzzled over symptoms reported by office workers, including headache, nausea and fatigue.
[ترجمه ترگمان]سال‌ها است ک ...

مترادف puzzled

خیره (صفت)
brave , bold , amazed , stubborn , dazed , insolent , impudent , disobedient , self-willed , puzzled

معنی کلمه puzzled به انگلیسی

puzzled
• perplexed, baffled; confused, confounded
• if you are puzzled, you are confused because you do not understand something.

puzzled را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hamid
گیج شدن
میثم علیزاده
گیج و متعجب
Hossein
صفته به معنای هاج و واج ، متحیر :
He looked puzzled so I repeated the question
🐾 مهدی صباغ
Adjective :
گیج شده
سردرگم
متحیر
هاج و واج شده
مرتضی رویگر
Puzzled=confused

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی puzzledکلمه : puzzled
املای فارسی : پوززلد
اشتباه تایپی : حعظظمثی
عکس puzzled : در گوگل

آیا معنی puzzled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )