برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1460 100 1

put pressure on

/pʊt ˈprɛʃər ɑn/ /pʊt ˈprɛʃər ɑn/

تحت فشار قراردادن

معنی کلمه put pressure on به انگلیسی

put pressure on
• press, urge strongly

put pressure on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین گلاره
تحت فشار قراردادن - اعمال فشار به کسی یا چیزی جهت پیروی از راه مشخصی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی put pressure on
کلمه : put pressure on
املای فارسی : پوت فشار اون
اشتباه تایپی : حعف حقثسسعقث خد
عکس put pressure on : در گوگل

آیا معنی put pressure on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران