برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1387 100 1

put into practice


به مرحله ی انجام رساندن، جامه ی عمل پوشاندن

واژه put into practice در جمله های نمونه

1. The regulations have been put into practice on a trial basis.
[ترجمه ترگمان]مقررات به طور آزمایشی به کار گرفته شده‌اند
[ترجمه گوگل]این مقررات به صورت آزمایشی اجرا شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The theory falls flat on its face when put into practice.
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد عمل می‌شویم، این تئوری روی صورت خود صاف می‌شود
[ترجمه گوگل]وقتی که در عمل عمل می کند، تئوری روی صورتش می افتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Many variations on the combination theme can be put into practice.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از تغییرات در تم ترکیبی را می توان به عمل آورد
[ترجمه گوگل]بسیاری از تغییرات در موضوع ترکیب می تواند در عمل انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. New safety guidelines for factory workers will be put into practice next month.
[ترجمه ترگمان]دستورالعمل‌های ایمنی جدید برای کارگران کارخانه در ماه آینده عملی خواهد شد
[ترجمه گوگل]دستورالعمل های ایمنی جدید برای کارگران کارخانه در ...

معنی کلمه put into practice به انگلیسی

put into practice
• carry out, realize, do

put into practice را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mr.kheirkhah
عملی شدن
مجتبی
بکارگیری
رئیس علی دلواری
بکار بردن
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
if you put an idea, plan etc into practice, you start to use it and see if it is effective
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Merriam-Webster :
to use (something) in actual situations
مهسا امینی
-انجام دادن
-بکار بردن
-اجرا کردن
-بکار گرفتن
-استفاده کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی put into practice
کلمه : put into practice
املای فارسی : پوت اینتو پرکتیس
اشتباه تایپی : حعف هدفخ حقشزفهزث
عکس put into practice : در گوگل

آیا معنی put into practice مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )