برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1465 100 1

put back


1- جایگزین کردن، سرجای خود گذاشتن، عوض دادن 2- (عقربه های ساعت را) عقب کشیدن

بررسی کلمه put back

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to return something to a place.

- Please put the book back on the shelf.
[ترجمه A.A] لطفا کتاب را بگذار سر جاش روی قفسه
|
[ترجمه ترگمان] لطفا کتاب را روی قفسه بگذارید
[ترجمه گوگل] لطفا کتاب را در قفسه قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه put back در جمله های نمونه

1. One cannot put back the clock.
[ترجمه A.A] کسی نمیتونه زمان را به عقب برگردونه
|
[ترجمه ترگمان]آدم نمی‌تواند ساعت را کنار بگذارد
[ترجمه گوگل]یک ساعت نمی تواند عقب بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You cannot put back the clock.
[ترجمه A.A] شما نمیتوانید عقربه ساعت را عقب بکشید
|
[ترجمه ترگمان] نمیتونی ساعت رو عقب بندازی
[ترجمه گوگل]شما نمیتوانید ساعت را باز کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Poor trading figures put back our plans for expansion.
[ترجمه ترگمان]ارقام فروش ضعیف برنامه‌های خود برای توسعه را کنار گذاشتند
[ترجمه گوگل]ارقام تجاری ضعیف برنامه های ما را برای گسترش گسترش می دهد
[ترجم ...

معنی کلمه put back به انگلیسی

put back
• returned

put back را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
به عقب انداختن(تاریخ یا زمان)
ابی شکری
بازگرداندن
akram
قبل از
الهام حسینی
به تاخیرانداختن،موکول کردن
صالــــــح افتخـــــــــــــاری
قراردادن در سر جای خو
I put some fruit back in refrigerator
Behzadi
سر جاى خود گذاشتن
Mana
return sth to its place
میلاد علی پور
مثل قبل در آوردن
آرین جان
1:به تاخیر انداختن
حسن موسوی
- بگذار سر جاش
- بگذار سر جای خودش
- بگذار سر جای اولش
- برگردان سر جای خودش
- برگردان سر جای اولش
علی اصغر سلحشور
سر جای خود نشاندن
بازنشاندن در جای خود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی put back
کلمه : put back
املای فارسی : پوت باک
اشتباه تایپی : حعف ذشزن
عکس put back : در گوگل

آیا معنی put back مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران