برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
push - out

push out

push out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
به سمت بیرون خارج شدن/کردن، در رفتن، درآوردن

https://idioms.thefreedictionary.com/push out
فریــــــماه رفیعی
پراکندن، گستراندن، شکوفا شدن
گلاب
به طرف بیرون هل دادن
🐾 مهدی صباغ
Push out something out of something :
(Phrasal verb)

خارج کردن چیزی از چیزی دیگر
به بیرون راندن چیزی از چیز دیگر

به عنوان مثال :

New words push old words out of use and dictionaries.
کلمات جدید، کلمات قدیمی را از چرخه ی استفاده کردن و از درون دیکشنری ها به بیرون می رانند.
(به عبارت دیگر یعنی : کلمات قدیمی آرام آرام کم کاربرد شده و به مرور زمان، دیگر توسط مردم استفاده نشده و از درون دیکشنری ها و فرهنگ لغت ها نیز حذف می شوند.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی push out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )