برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

purely

/ˈpjʊrli/ /ˈpjʊəli/

معنی: خالصانه، محضا
معانی دیگر: به طور خالص، ناب، سره، بی آمیغانه، فقط، صرفا، به طور بی آلایش، معصومانه، کاملا، بکلی، منحصرا، بطور خالصیا یکدست یا بی گناه

بررسی کلمه purely

قید ( adverb )
(1) تعریف: in a pure manner.
مترادف: incorruptibly, morally, virtuously
مشابه: cleanly, innocently, simply

(2) تعریف: merely; only.
مترادف: just, merely, simply
مشابه: entirely, fully, only, solely, totally

- It was purely accidental that we met.
[ترجمه ترگمان] تصادفی بود که همدیگه رو دیدیم
[ترجمه گوگل] این کاملا اتفاقی بود که ما دیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه purely در جمله های نمونه

1. purely individual experiences
تجربیات صرفا انفرادی

2. a purely ideal concept of society
تصور صرفا خیال پردازانه‌ای از جامعه

3. for purely defensive reasons
به دلایل صرفا پدافندی

4. his role is purely advisory
نقش او صرفا جنبه‌ی مشورتی دارد.

5. She regarded her patients from a purely clinical standpoint.
[ترجمه ترگمان]او به بیمارانش از یک دیدگاه کاملا بالینی می‌نگریست
[ترجمه گوگل]او بیماران خود را از دیدگاه کاملا بالینی در نظر گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They have been given college scholarships purely on athletic ability.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به لحاظ توانایی ورزشی بورسیه تحصیلی دریافت کرده‌اند
[ترجمه گوگل]آنها تحصیلات دانشگاهی صرفا به توانایی های ورزشی داده شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. From a purely practical point of view, the house is too small.
[ترجمه ترگمان]از دیدگاه کاملا عملی، خانه خیلی کوچک است
[ترجمه گوگل]از نقطه نظر صرفا عملی، خانه بسیار کوچک اس ...

مترادف purely

خالصانه (قید)
candidly , sincerely , purely
محضا (قید)
only , merely , solely , purely

معنی کلمه purely به انگلیسی

purely
• without contamination; only; merely; completely, entirely; innocently
• purely means involving only one feature or characteristic and not including anything else.
• you use purely and simply to emphasize that a particular thing is the only thing involved.

purely را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Reza
صرفاً
اکرم هادی‌نژاد
مثالی از این واژه در مهندسی برق:
A material with a purely real and negative permittivity would be an ideal candidate to replace metals in most of the plasmonic and metamaterial devices.
یک ماده با گذردهی کاملا حقیقی و منفی(یعنی بخش موهومی گذردهی صفر بوده و بخش حقیقی آن منفی است) گزینه‌ی ایده‌آلی برای جایگزینی فلزات در اکثر ادوات پلاسمونیک و متامتریال خواهد بود.
محمد ایزدی
منحصرا, خالصانه ,فقط

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی purely

کلمه : purely
املای فارسی : پورلی
اشتباه تایپی : حعقثمغ
عکس purely : در گوگل

آیا معنی purely مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )