برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1428 100 1

punished

واژه punished در جمله های نمونه

1. he was punished for his disobedience
به خاطر نافرمانی تنبیه شد.

2. he was punished for his iniquities
به خاطر شرارت‌هایش تنبیه شد.

3. the father punished his children
پدر فرزندانش را ادب کرد.

4. the omnipotent punished him with hellfire
خداوند او را با آتش دوزخ تنبیه کرد.

5. he deserves to be punished with the full rigor of the law
سزاوار است که به اشد مجازات قانونی تنبیه شود.

6. the allies seized and punished war criminals
متفقین جنایتکاران جنگ را گرفتند و مجازات کردند.

7. those who sin shall be punished by god
آنان که گناه می‌کنند توسط خداوند تنبیه خواهند شد.

8. he deserted his unit, and after a while was captured and punished
او واحد خود را ترک کرد و پس از چندی گرفتار و تنبیه شد.

معنی کلمه punished به انگلیسی

punished him lightly
• gave him a light sentence, gave him a minimal penalty
punished severely
• gave him a major penalty, gave him a harsh sentence
being punished
• being penalized, receiving a penalty or punishment
was punished
• was penalized, received a punishment
will be punished
• will receive a penalty, expecting a punishment

punished را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

lili
تنبیه شد
محمد حسین شاه علی
مجازات کرد
🐾 مهدی صباغ
Adjective
مجازات شده
تنبیه شده
تادیب شده
به سزای اعمال خویش رسیده شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی punished مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )