برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

pulling


الکترونیک : خمیدگى

واژه pulling در جمله های نمونه

1. the children were pulling ill-mannered mugs
بچه‌ها با بی ادبی (به ما) دهی کجی می‌کردند.

2. the horse was pulling the cart
اسب گاری را می‌کشید.

3. i open the can by pulling the metal tab
قوطی را با کشیدن زبانه‌ی فلزی باز می‌کنم.

4. by hard scrabbling he succeeded in pulling the cart out of the gutter
با تقلای سخت موفق شد گاری را از جوی بیرون بیاورد.

5. The fire engines were just pulling up, sirens blaring.
[ترجمه ترگمان]موتورهای آتش‌نشانی تازه از هم جدا می‌شدند و صدای آژیر به گوش می‌رسید
[ترجمه گوگل]موتورهای آتشین فقط کشیدن بودند، آژیر ها درهم ریختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Pulling out to overtake, the car collided head-on with a van.
[ترجمه ترگمان]در حالی که با یک بارکش سر و کله ت - - ت - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل]ماشین با سرنشین شدن با یک ون در حالیکه به جلو رانده شد، با ماشین برخورد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The car was pulling a trailer, which carried a boat.
...

معنی عبارات مرتبط با pulling به فارسی

بلور پردازی
گربه رقصانی، تحریک، سیاست بازی

معنی pulling در دیکشنری تخصصی

pulling
[برق و الکترونیک] کشیدگی اثری که بسامد نوسان را وادار به تغییر از مدار می کند . این اثر به دلیل تزویج ناخواسته به منبع بسامدی دیگر تاثیر تغییرات امپدانس بار نوسان ساز ایجاد می شود .
[نساجی] از ریشه درآوردن گیاه کتان از زمین - فشار تنگی لباس - کشیدگی
[کوه نوردی] طناب کشی
[برق و الکترونیک] عدد کشیدگی کل تغییرات بسامد نوسان ساز وقتی که زاویه فاز ضریب بازتابش امپدانس بار در طول 360 درجه تغییر می کند مقدار مطلق این ضریب باز تابش در 0/2 ثابت است .
[سینما] تغییر فوکوس
[نفت] دکل سیار لوله بیرون کشی
[نفت] مدت بیرون کشی
[نفت] سرعت بیرون کشی لوله
[عمران و معماری] مقاومت برون کشی - مقاومت در برابر بیرون کشیدن
[زمین شناسی] مقاومت در برابر برون کشی
[نفت] کابل بیرون کشی
[نفت] مکش ساق کشی
[عمران و معماری] آزمون برون کشی - آزمایش بیرون کشیدن
[زمین شناسی] آزمون بیرون کشیدن ، آزمون برون کشی
[نفت ...

معنی کلمه pulling به انگلیسی

pulling
• grabbing and drawing toward; towing, dragging
pulling a leg
• fooling someone, joking with someone
pulling my leg
• tricking me, fooling me; teasing me, mocking me
pulling out
• removal, taking out, tearing out; exiting, departing; leaving
pulling out a tooth
• removal of a tooth

pulling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بنده خدا
کشیدن-کشیده شده
Moein
شکسته شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی pulling

کلمه : pulling
املای فارسی : پوللینگ
اشتباه تایپی : حعممهدل
عکس pulling : در گوگل

آیا معنی pulling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )