برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1358 100 1

pull away

/ˈpʊləˈweɪ/ /pʊləˈweɪ/

کنار گرفتن، عقب نشینی کردن

واژه pull away در جمله های نمونه

1. Other daughters, faced with their mother's emotional hunger, pull away.
[ترجمه ترگمان]دخترهای دیگر که با گرسنگی عاطفی مادرشان رو به رو شده بودند، دور شدند
[ترجمه گوگل]دختران دیگر که با گرسنگی مادری خود مواجه می شوند، دور می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Pull away, boys A little more effort, and we'll soon reach the shore.
[ترجمه ترگمان]بکشید بچه‌ها کمی بیشتر تلاش کنید و ما به زودی به ساحل می‌رسیم
[ترجمه گوگل]پسرها کمی بیشتر تلاش می کنند، و ما به زودی به ساحل می رسیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Despite the bad calls, the Ducks pull away from Santa Clara in the second half.
[ترجمه ترگمان]با وجود درخواست‌های بد، اردک از سانتا کلارا در نیمه دوم دور می‌شوند
[ترجمه گوگل]با وجود تماسهای بد، اردکها در نیمه دوم از سانتا کلارا دور می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He tried to pull away.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد خود را کنار بکشد
[ترجمه گوگل]او سعی کرد جلوتر برود
[ترجمه شما] ...

pull away را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Rahmany
دور کردن
حسین رحمانی
کناره‌گیری کردن
حسین رحمانی
فاصله گرفتن
زهرا
جداشدگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pull away
کلمه : pull away
املای فارسی : پول آاوای
اشتباه تایپی : حعمم شصشغ
عکس pull away : در گوگل

آیا معنی pull away مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )