برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

publish

/ˈpəblɪʃ/ /ˈpʌblɪʃ/

معنی: منتشر کردن، منتشر شدن، صادر کردن، چاپ کردن، منتشر ساختن، طبع ونشر کردن
معانی دیگر: به اطلاع عموم رساندن، اعلام کردن، برملا کردن، طبع کردن، (آثار قابل چاپ) نگاشتن، (حقوق) وصیت نامه را اجرا کردن

بررسی کلمه publish

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: publishes, publishing, published
(1) تعریف: to prepare and distribute (printed material) for sale or circulation to the public.
مترادف: issue, print
مشابه: circulate, propagate, report, run

- This company publishes mainly textbooks.
[ترجمه ترگمان] این شرکت به طور عمده کتاب‌های درسی منتشر می‌کند
[ترجمه گوگل] این شرکت عمدتا کتاب های درسی را منتشر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to cause to be printed and distributed to the public.

- She wrote poetry in addition to her novels, but she never published any of it.
[ترجمه ترگمان] او علاوه بر رمان‌های خود شعر می‌سرود، اما هرگز هیچ یک از آن‌ها را منتشر نمی‌کرد
[ترجمه گوگل] او علاوه بر رمانهایش شعر نوشت، اما هرگز آن را منتشر نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to bring to public attention or knowledge, esp. by formal announcements.
مترادف: announce, post, proclaim, publicize
مشابه: air, blazon, herald, placard, promulgate, report, trumpet

...

واژه publish در جمله های نمونه

1. they publish popular as well as specialized books
آنها کتاب‌های غیرتخصصی و همچنین تخصصی چاپ می‌کنند.

2. to publish the glad tidings of peace
خبر خوشحال کننده‌ی صلح را به آگاهی همگان رساندن

3. the committee will publish its report tomorrow
فردا کمیسیون گزارش خود را منتشر خواهد کرد.

4. university professors are expected to publish articls and books
از استادان دانشگاه انتظار دارند مقاله و کتاب به چاپ برسانند.

5. They can't publish your name without your consent.
[ترجمه ترگمان]ان‌ها نمی‌توانند بدون رضایت شما اسم شما را منتشر کنند
[ترجمه گوگل]آنها نمیتوانند نام خود را بدون رضایت شما منتشر کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The magazine likes to publish articles with alternative viewpoints.
[ترجمه ترگمان]این مجله دوست دارد مقالات را با دیدگاه‌های جایگزین منتشر کند
[ترجمه گوگل]این مجله علاقه مند به انتشار مقالات با دیدگاه های دیگر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. British schools are now required by law to publish their exam results.
...

مترادف publish

منتشر کردن (فعل)
spread , blazon , propagate , broadcast , divulge , diffuse , publish , disseminate
منتشر شدن (فعل)
spread , divulge , publish
صادر کردن (فعل)
issue , publish , export , send out
چاپ کردن (فعل)
publish , reproduce , print
منتشر ساختن (فعل)
release , publish
طبع ونشر کردن (فعل)
publish

معنی کلمه publish به انگلیسی

publish
• produce and distribute printed material; make publicly known, advertise
• when a company publishes a book or magazine, it prints copies of it, which are sent to shops and sold.
• when a piece of writing or information is published in a newspaper, magazine, or document, it is included and printed there.
• if someone publishes a book or an article that they have written, they arrange to have it published.
• see also publishing.

publish را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

saghaey
تالیف کردن
HASTI
نشر کردن.نوشتن .جمع آوری کردن کتاب
Negin
Make publicly known
Advertise
Put into print
امین جهانگرد
1-منتشر کردن،چاپ کردن(فرآیند نوشتن،چاپ،فروختن کتاب،روز نامه و ... یا چاپ یک مقاله در روزنامه)
they are publishing a book on accounting
i know that my essays would be published in well-known magazines
2-منتشر کردن(در اختیار عموم قرار دادن)
accounting bodies have to publish standards
the ministry published the vital information
3-کتاب نوشتن
you would need to publish in order to gain promotion

publish and be damned راست را بگو،حتی اگر به ضررت باشد
علی حیدر
ارایه کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی publish

کلمه : publish
املای فارسی : پابلیش
اشتباه تایپی : حعذمهسا
عکس publish : در گوگل

آیا معنی publish مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )