برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1390 100 1

public affairs

واژه public affairs در جمله های نمونه

1. Don't confound public affairs with private ones.
[ترجمه ترگمان]کاره‌ای عمومی را با افراد خصوصی اشتباه نکن
[ترجمه گوگل]امور عمومی را با خصوصیات نباشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He took an active part in public affairs.
[ترجمه ترگمان]او نقش فعالی در امور عمومی ایفا کرد
[ترجمه گوگل]او نقش فعال در امور عمومی را ایفا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dodger great Don Newcombe heads up the public affairs department, one of the highlights of a top to bottom classy organization.
[ترجمه ترگمان]ناقلا و نی و کامب در اداره امور عمومی شرکت کرده و یکی از نکات برجسته یک سازمان اشرافی در طبقه بالا را نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]Dodger بزرگ Don Newcombe سرپرست بخش امور عمومی، یکی از برجسته از یک سازمان درجه یک پایین به پایین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Unfortunately, public affairs do not provide this degree of predetermination and control.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه، امور عمومی این درجه کنترل و کنترل تصمیم‌گیری را فراهم نم ...

معنی کلمه public affairs به انگلیسی

public affairs
• issues of concern to the public
public affairs manager
• head of a department that deals with issues that are of importance to the general public

public affairs را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اصغر سلحشور
امور همگانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی public affairs مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )