برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

provided

/prəˈvaɪdəd/ /prəˈvaɪdɪd/

معنی: اماده، در صورتیکه
معانی دیگر: (معمولا با: that) به شرط آنکه، مشروط بر این که، مگر

بررسی کلمه provided

حرف ربط ( conjunction )
• : تعریف: on the condition; only if.

- He will work, provided they pay him.
[ترجمه ترگمان] او کار خواهد کرد، مشروط بر اینکه به او پول بدهند
[ترجمه گوگل] او کار خواهد کرد، به شرطی که به او پرداخت شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه provided در جمله های نمونه

1. provided that the weather is warm
به شرط این که هوا گرم باشد

2. her presence provided us with a crumb of hope
حضور او به ما کمی امیدواری داد.

3. the medicine provided him temporary release from pain
دارو درد او را موقتا فرو نشاند.

4. passengers will be provided with free food and drink
خوراک و نوشابه‌ی مجانی در اختیار مسافران گذاشته خواهد شد.

5. the poor soil provided them with no more than a bare subsistence
آن زمین کم حاصل به آنها فقط زندگی بخور و نمیر ارائه می‌داد.

6. The incident provided the pretext for war.
[ترجمه ترگمان]این حادثه به بهانه جنگ بود
[ترجمه گوگل]حادثه بهانه ای برای جنگ فراهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The Malvern Hills have provided inspiration for many artists and musicians over the decades.
[ترجمه ترگمان]\"Malvern هیلز\" برای بسیاری از هنرمندان و نوازندگان در طول چند دهه الهام‌بخش بوده‌است
[ترجمه گوگل]Malvern Hills الهام بخش بسیاری از هنرمندان و نوازندگان در طول دهه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف provided

اماده (صفت)
able , apt , ready , provided , present , stock , handy , beforehand , presentient , fresh , prompt
در صورتیکه (حرف ربط)
provided , while

معنی عبارات مرتبط با provided به فارسی

بشرط اینکه بی درنگ برود، مشروط بر اینکه فورا برود

معنی provided در دیکشنری تخصصی

provided
[ریاضیات] به شرط این که، وقتی که، هر گاه، به شرطی که

معنی کلمه provided به انگلیسی

provided
• on the condition that; only if
• if something will happen provided or providing something else happens, the first thing will happen only if the second thing also happens.
provided references
• gave references, brought letters of recommendation from previous employers
provided shelter
• gave shelter, gave protection

provided را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مبینا
حاضر
فاطمه
منظور کرده اند
حشمت
به شرط انکه
هادی
مشروط
Amir
در صورتیکه
علی اسکندری
به شرط اینکه
علی
فراهم شدن
محدثه فرومدی
ارائه‌شده، قیدشده، تامین‌شده، فراهم‌شده، فراهم‌آمده، فراهم‌آورده
Amirreza2000A
منوط به چیزی بودن، مشروط به چیزی بودن
Majid
منجر شدن
~imgolim~
ارائه شده
Sana
حاصل شده
m.javid
آماده
Dark Light
تقریبا مثل as long as هیت
در وین جمله بجای provided میشد ازش استفاده کرد

You can drink any water provided it is treated

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی provided

کلمه : provided
املای فارسی : پرویدد
اشتباه تایپی : حقخرهیثی
عکس provided : در گوگل

آیا معنی provided مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )