برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1436 100 1

proud

/ˈpraʊd/ /praʊd/

معنی: متکبر، مغرور، برتن، عظیم، غره، سرافراز، گرانسر
معانی دیگر: سربلند، مفتخر، سرفراز، گردن فراز، گند دماغ، غد، افتخار آفرین، سرفراز کننده، غرور آفرین، پر جلال، شکوهمند، پر افتخار، پرشور، سرزنده، خودپسند، (مهجور) دلیر، شجاع

بررسی کلمه proud

صفت ( adjective )
مشتقات: proudly (adv.), proudness (n.)
(1) تعریف: feeling pleased or satisfied with oneself because of an accomplishment, attribute, or possession.
متضاد: ashamed, embarrassed
مشابه: content, contented, happy, pleased, satisfied

- She was proud of her resounding win in the competition.
[ترجمه A.A] او سرفراز بود از پیروزی جانانه وی در مسابقه
|
[ترجمه بابک] او مفتخر بود از پیروزی چشمگیر خود در مسابقه
|
[ترجمه محمد م] او به پیروزی جانانه اش در مسابقه افتخار می کرد .|
[ترجمه ترگمان] به او افتخار می‌کرد که در مسابقه برنده خواهد شد
[ترجمه گوگل] او به افتخار او در مسابقه افتخار می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه proud در جمله های نمونه

1. proud of
سرفراز،سربلند،مفتخر،خشنود (از)

2. a proud stallion
نریان سرکش

3. our proud army
ارتش پر افتخار ما

4. the proud rulers that are now resting under this soil
حکمرانان مغروری که اکنون زیر این خاک غنوده‌اند

5. (as) proud as a peacock
بسیار سربلند،بسیار مغرور

6. be proud to
مفتخر بودن به،سرفراز بودن

7. don't become proud of the force of your arm
مشو غره به زور بازوی خویش

8. he is proud of his own looks
او به قیافه‌ی خودش می‌نازد.

9. i am proud of you
به تو افتخار می‌کنم.

10. i am proud to have such students
از داشتن چنین شاگردانی به خود می‌بالم.

11. i am proud to present to you tonight's speaker
مفتخرم که سخنران امشب را به حضورتان معرفی کنم.

12. she is proud of herself
او به خودش می‌بالد.

13. she was proud to be invited too
از اینکه او را هم دعوت کرده بودند سربلند بود.

14. do oneself proud ...

مترادف proud

متکبر (صفت)
perky , arrogant , proud , haughty , conceited , swaggering , imperious , assuming , assumptive , disdainful , high-handed
مغرور (صفت)
presumptuous , swollen , arrogant , proud , haughty , swanky , snobbish , imperious , prideful , overbearing , assumptive , assured , bigheaded , swank , swelling , sniffy , high-hat , high-minded , hoity-toity , overweening , snippy , snotty , stuck-up , swashing , swollen-headed , toffee-nosed , uppish
برتن (صفت)
arrogant , proud , prideful
عظیم (صفت)
great , grand , vast , immense , arrogant , proud , massive , enormous , tremendous , magnificent , glorious , terrific , walloping , whopping
غره (صفت)
arrogant , proud , cocksure
سرافراز (صفت)
proud , prideful , proud-hearted
گرانسر (صفت)
proud

معنی عبارات مرتبط با proud به فارسی

(پزشکی) گوشت زیادی دور زخم التیام یافته، گوشت نو
باددرسر، متکبر
سرفراز، سربلند، مفتخر، خشنود (از)
غرور، باد
بسیار موفق بودن، خیلی خوب کار کردن
(عامیانه) خوب پذیرایی کردن، با احترام زیاد با کسی رفتار کردن
خودشو میگیره
(کسی که به خانه و مبل مجلل خود می نازد) خانه سرفراز، دلخوش به خانه
نوکیسه، تازه به دوران رسیده، مغرور به پول خود، مغرور از ثروت

معنی کلمه proud به انگلیسی

proud
• feeling pride, feeling satisfaction; arrogant, haughty; magnificent, wonderful; impressive
• if you feel proud, you feel pleasure and satisfaction at something that you own, have done, or are connected with.
• someone who is proud has dignity and self-respect.
• you can also use proud to describe someone who feels that they are superior to other people.
proud as a peacock
• displaying haughty self-confidence (like a peacock with his tail feathers spread)
proud flesh
• swelling around a wound
proud of himself
• feels great pride or joy in himself, highly pleased with himself
proud to present
• very happy to introduce to you (phrase used when introducing a movie/product/person to the public)
do oneself proud
• be filled with pride over one's actions

proud را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Messi
مدعي
Koorosh
سربلند
matin
احساس غرور کردن- مغرور بودن- افتخار کردن.
سایه حیدرپناه
یعنی افتخار کردن
Rozhan _D
Feeling pleased and satisfied about what you own or have done
😍😘e.y😘😍
مغرور شدن،غرور،افتخار کردن. 🤠🤗🤩
محمدمهدی غنی زاده
بالیدن نازیدن
Sr4
Feeling pleased and satisfied about what you own or have done
z.r
خود شیفته
احمد
مغرور
tinabailari
you can be proud of yourself 🚦
شما میتوانید به خودتان افتخار کنید
melina
مغرور
مفتخر
مدعی
هدیه
مغرور
رز طلایی
مغرور، سرافراز، متکبر،خودشیفته
pop
مغرور
fateme
ذوق زدگی ،ذوق زده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی proud
کلمه : proud
املای فارسی : پرود
اشتباه تایپی : حقخعی
عکس proud : در گوگل

آیا معنی proud مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )