برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

protective

/prəˈtektɪv/ /prəˈtektɪv/

معنی: محافظ، وابسته به حفظ یا حراست
معانی دیگر: حفاظتی، حفاظی، ایمن داشتی، ایمنی، پاسداشتی، اندخسی، استحفاظی، ایمن دار، پایشی، وابسته به حمایت از فراورده های داخلی، حمایت گرایانه، حمایتی

بررسی کلمه protective

صفت ( adjective )
مشتقات: protectively (adv.), protectiveness (n.)
• : تعریف: providing or intending to provide protection.
مشابه: guardian, security

- protective clothing
[ترجمه ترگمان] لباس‌های محافظ
[ترجمه گوگل] لباس های محافظ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه protective در جمله های نمونه

1. protective custody
بازداشت احتیاطی

2. protective custody
بازداشت استحفاظی

3. a protective mask
رخپوش ایمنی

4. workers wear protective glasses
کارگران عینک‌های ایمنی می‌زنند.

5. some animals have protective coloring
برخی حیوانات دارای رنگ‌های ایمن‌دار هستند.

6. Ozone forms a protective layer between 12 and 30 miles above the Earth's surface.
[ترجمه ترگمان]لایه اوزون یک لایه محافظ بین ۱۲ تا ۳۰ مایل بالاتر از سطح کره زمین را تشکیل می‌دهد
[ترجمه گوگل]ازن تشکیل یک لایه محافظ بین 12 و 30 مایل بالاتر از سطح زمین می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Sunscreen provides a protective layer against the sun's harmful rays.
[ترجمه ترگمان]کرم ضد آفتاب یک لایه محافظ را در برابر اشعه‌های مضر خورشید فراهم می‌کند
[ترجمه گوگل]کرم ضد آفتاب یک لایه محافظ در مقابل اشعه های مضر خورشید ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The lionesses are fiercely protective of ...

مترادف protective

محافظ (صفت)
protective
وابسته به حفظ یا حراست (صفت)
protective

معنی عبارات مرتبط با protective به فارسی

رنگ استتاری جانور یا گیاه، رنگ ایمن دار

معنی protective در دیکشنری تخصصی

protective
[برق و الکترونیک] حفاظتی
[شیمی] سد حفاظتی
[برق و الکترونیک] خازن حفاظتی
[برق و الکترونیک] مدار حفاظتی
[عمران و معماری] گلوبند محافظ
[نساجی] محافظ کلوئید - نگهدارنده حالت کلوئیدی
[عمران و معماری] تجهیزات حفاظتی
[برق و الکترونیک] پوسته محافظ
[عمران و معماری] صافی محافظ
[نساجی] دستکش های محافظ
[کامپیوتر] زمینه حفاظتی .گ

معنی کلمه protective به انگلیسی

protective
• defensive; guarding, preserving; designed to defend; of protection, pertaining to defense
• a protective object or action is intended to protect something or someone from harm.
• if someone is protective towards you, they show a strong desire to keep you safe.
protective barrier
• obstacle that is designed to provide protection; protective fence
protective cape
• impermeable cloak worn by soldiers that protects them against chemical weapons
protective coating
• thin layer which protects an object's surface (i.e. lacquer, etc.)
protective coloration
• coloration which serves as a defense
protective coloring
• colors on the bodies of animals which camouflage them from their enemies; colors used for camouflage
protective custody
• imprisonment of a person for his protection
protective duty
• tax imposed in order to protect local businesses
protective fence
• security barrier, system of obstacles built to protect against intrusion by terrorists
protective tariff
• additional tax levied by the government on foreign imports in order to encourage the purchase of locally made products
protective transaction
• transaction performed by a person in order to protect himself against losses resulting from fluctuations in market prices (usually buying and selling options and future goods)

protective را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهنگ
پاسدارنده
لیلی موسوی
حامی،حمایت‌گر
مهدی قائدی
پیشگیرانه
اسرا
نگهدارنده
محافظ
ایمنی
پیشگیرانه
.kjaj
محافظت کننده
مهدی کائینی
محافظت‌کار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی protective

کلمه : protective
املای فارسی : پروتکتیو
اشتباه تایپی : حقخفثزفهرث
عکس protective : در گوگل

آیا معنی protective مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )