برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

propulsion

/prəˈpəlʃn̩/ /prəˈpʌlʃn̩/

معنی: راندن، دفع، نیروی محرکه
معانی دیگر: پیشرانی، پیش رانش، رانش، نیروی رانشی، رانشگر، پیش رانشگر، (قدیمی) برون افکنی، خروج، پیش راندن

بررسی کلمه propulsion

اسم ( noun )
مشتقات: propulsive (adj.), propulsory (adj.)
(1) تعریف: the act or process of propelling, or the condition of being propelled.
مشابه: thrust

(2) تعریف: that which provides the propelling force.
مشابه: dynamic

واژه propulsion در جمله های نمونه

1. the propulsion of a rocket
پیشرانی موشک

2. jet propulsion (or propulsory), adj.
جت رانش،نیروی رانش موتور جت

3. This aircraft works by jet propulsion.
[ترجمه ترگمان]این هواپیما با نیروی محرکه جت کار می‌کند
[ترجمه گوگل]این هواپیما با نیروی جت کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Interest in jet propulsion was now growing at the Air Ministry.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر علاقه به نیروی محرکه جت در حال حاضر در وزارت هوا رو به افزایش است
[ترجمه گوگل]علاقه به نیروی جت در حال حاضر در وزارت هوا افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The fish uses its tail fins for propulsion through the water.
[ترجمه ترگمان]ماهی از باله‌های دمش برای نیروی محرکه در آب استفاده می‌کند
[ترجمه گوگل]ماهی با استفاده از فین های دم خود را برای نیروی دریایی از طریق آب استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. As with the service propulsion syste ...

مترادف propulsion

راندن (اسم)
propulsion , pulsion
دفع (اسم)
repulsion , rebuff , rebuttal , repercussion , repulse , expulsion , exclusion , secretion , ejectment , excretion , propulsion , voidance
نیروی محرکه (اسم)
locomotive force , propulsion , motive force , propellant

معنی عبارات مرتبط با propulsion به فارسی

(هواپیما و قایق و غیره: رانده شده توسط موتور جت) جت رانش، رانش فورانی، نیروی جت، جهش و کشش جسمی بطرف جلو در اثر خروج مایع جهنده ای در جهت عقب
حرکت بجلو بوسیله موتور موشکی
حرکت توسط نیروی خود، پیشروی توسط نیروی خویش

معنی propulsion در دیکشنری تخصصی

propulsion
[شیمی] پیشرانش
[عمران و معماری] رانش - جلوبری
[برق و الکترونیک] پیشرانش الکتریکی پیشرانش فضاپیماها یا سایر وسایل نقلیه با استفاده از روشهای الکترواستاتیکی ، الکتروگرمایی ، یا پلاسما در حالی که درپیشرانش شیمایی مستقیاً از سوخت استفاده می شود.
[برق و الکترونیک] پیشرانش الکتروستاتیکی پیشرانی فضاپیماها و سایر وسایل نقلیه با استفاده از میدانهای الکتریکی که ذرات باردار را در جهت مورد نظر شتاب می دهند.
[عمران و معماری] رانش جت

معنی کلمه propulsion به انگلیسی

propulsion
• act of pushing, act of propelling; thrust, driving force
• propulsion is the power that moves something, especially a vehicle, in a forward direction.
jet propulsion
• propulsion in one direction by a jet of air or gas in the opposite direction
rocket propulsion
• moving by pushing a substance in the direction opposite to the direction of movement while the substance being pushed is carried within the moving body

propulsion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهیار
پیشرانه
نیروی پیشران
پیشرانی
محمد کمالی
جلو بری . سوق دهی . پیش رانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی propulsion

کلمه : propulsion
املای فارسی : پرپاولشین
اشتباه تایپی : حقخحعمسهخد
عکس propulsion : در گوگل

آیا معنی propulsion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )