برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

promotion

/prəˈmoʊʃn̩/ /prəˈməʊʃn̩/

معنی: پیشرفت، ترقی، ترویج، ترفیع، جلو اندازی
معانی دیگر: شناساندن، رواجگری، تبلیغ، فرمو، برکشی، فرازش، پایه ور سازی

بررسی کلمه promotion

اسم ( noun )
مشتقات: promotional (adj.), promotionally (adv.)
(1) تعریف: a raise to a higher rank or position.
مترادف: advance, advancement, preferment
متضاد: demotion
مشابه: accession, ascent, elevation, progress, raise, rise

(2) تعریف: active support or encouragement.
مترادف: encouragement, furtherance
مشابه: advancement, advocacy, assistance, backing, boosting, help, support

(3) تعریف: the act of promoting or the state of being promoted.
مشابه: advance

(4) تعریف: materials or methods used for advertising; publicity.
مترادف: advertisement, publicity
مشابه: backing, hype, publication

واژه promotion در جمله های نمونه

1. his promotion was a fix
ارتقای رتبه‌ی او با نادرستی انجام شد.

2. the promotion of a new stock company
تبلیغ برای یک شرکت سهامی جدید

3. captain javadi's promotion was delayed for two years
ترفیع سروان جوادی دو سال به تعویق افتاد.

4. levels of promotion
مدارج ترفیع

5. to rate a promotion
استحقاق ترفیع داشتن

6. he is ineligible for promotion
او حایز شرایط لازم برای ترفیع نیست.

7. he was given a promotion and a salary adjustment of nine percent
به او ترفیع دادند و حقوقش را به میزان نه درصد تعدیل کردند.

8. he is not worthy of promotion
او استحقاق ترفیع را ندارد.

9. he may have queered his own promotion
ممکن است که ترفیع خود را به مخاطره انداخته باشد.

10. a serious illness ruined his chances of promotion
یک بیماری سخت شانس ارتقای رتبه‌ی او را از میان برد.

11. If they want promotion, United have got to pull their socks up.
[ترجمه ترگمان]اگر آن‌ها بخواهند ترفیع بگیرند، ایالات‌متحده باید جوراب‌های خود را بالا بکشد
[ترجمه گوگل] ...

مترادف promotion

پیشرفت (اسم)
advance , accession , progress , improvement , development , progression , growth , proceeding , advancement , rise , promotion , lift , furtherance , headway
ترقی (اسم)
increase , progress , development , increment , growth , ascent , success , boost , advancement , rise , promotion , lift , pickup , jump , procession
ترویج (اسم)
advancement , promotion , propagation , promulgation , cultivation , fomentation , promulgator
ترفیع (اسم)
raise , advancement , promotion , upgrade , elevation , lift , preference , mount , elation , preferment
جلو اندازی (اسم)
promotion

معنی عبارات مرتبط با promotion به فارسی

ترویج فروش، فعالیت برای افزایش فروش، فروش افزایی، تبلیغ فروش

معنی کلمه promotion به انگلیسی

promotion
• advancement, furthering, encouragement; initiative, enterprise; aid, assistance; queening, exchange of a pawn for a queen (chess)
• the promotion of a product is the way a firm tries to increase its sales or popularity, often by advertising.
• if you are given promotion in your job, you are given more important things to do and you are paid more money.
obtain promotion
• receive a promotion, be given a professional advancement
sales promotion
• public relations and/or advertisements which encourage the purchase of a product
scramble for promotion
• make an effort to receive a promotion

promotion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Erfan_Z_A_D
فِشُردِه سازی
F.A80
رسیدن به جایگاه بالا درشغل
ebi
به نمایش‌گذاری ، برجسته‌سازی ، برجسته‌نمایی

پیش‌بَری ، پیش‌رانی ، پیش‌اندازی

صالحی
ایجاد ـ ترویج
نونا
ارتقا شغلی
ن م
توی فروشگاه ها به کالاهایی که تخفیف خورده هم میگن
معناش میشه تخفیف ویژه
رضا
به مقام بالا تری دست پیدا کردن در شغل
🐾 مهدی صباغ
ارتقاء شغلی
رتبه ی شغلی بالاتر بدست آوردن
خدابخش رقيه
پيشرفت
Eli
پیشرفت در شغل
Hamid
در حسابداری و حسابرسی به معنی تبلیغات و بازاریابی هم هست
کورش غنیون
فروش‌افزایی
علی ماشا اله زاده
فعالیت تبلیغاتی
علی قطبی
ترویج فروش
Sunflower
ترفیع (رتبه)
ارتقا (رتبه)

Promotions =/Demotions
داتیس
promotion: صعود (به لیگ بالاتر در مسابقات ورزشی)

relegation: سقوط (به لیگ پایین تر در مسابقات ورزشی)
موسی
promotion(noun) = ترفیع،ارتقاء،ترویج،تشویق،پیشرفت،صعود(از لیگ دسته پایین با بالا)،تبلیغ ،افزایش(مثل افزایش فروش)

definition = فعالیت هایی برای تبلیغ چیزی/ عمل تشویق یا ترویج یک اتفاق یا پیشرفت/عمل بالا بردن کسی به یک موقعیت یا درجه بالاتر یا مهم تر/

a sales promotion = تبلیغات فروش
the promotion of a healthy lifestyle = ترویج سبک زندگی سالم
the promotion of increased ecological awareness = ارتقاء سطح آگاهی اکولوژیکی(بوم شناختی)
a spring sales promotion = افزایش فروش بهار

example:
1- the customers responded favorably to the half-price promotion.
مشتریان به تبلیغات نیم بها واکنش مطلوبی نشان دادند.
2- There was a promotion in the supermarket and they were giving away free glasses of wine.
در سوپرمارکت تبلیغاتی برگزار شد و آنها لیوان های شراب رایگان را اهدا می کردند.
3-Obviously as sales manager he'll be very involved in the promotion and marketing of the product.
بدیهی است که به عنوان مدیر فروش ، وی در تبلیغ و بازاریابی محصول بسیار نقش خواهد داشت.
4-?Did Steve get/Was Steve given the promotion he wanted
آیا استیو ترفیع دریافت کرد / آیا استیو ارتقایی که می خواست به او داده شد؟
5- The job offers excellent promotion prospects.
این شغل چشم اندازهای عالی ارتقاء(پیشرفت) را ارائه می دهد.
6-River Plate's win last night has considerably increased their chances of promotion this season.
پیروزی شب گذشته ریور پلات به طور قابل توجهی شانس صعودشان در این فصل را افزایش داده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی promotion

کلمه : promotion
املای فارسی : پروموشن
اشتباه تایپی : حقخئخفهخد
عکس promotion : در گوگل

آیا معنی promotion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )