برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

promoter

/prəˈmoʊtə/ /prəˈməʊtə/

معنی: ترقی دهنده، پیش برنده، ترویج کننده
معانی دیگر: شناسانگر، رواجگر، رواج دهنده، مروج، ترویج دهنده، (مسابقه ی ورزشی یا امور بازرگانی) بانی، برگزار کننده، هوادار، طرفدار

بررسی کلمه promoter

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that promotes.

(2) تعریف: one who organizes financing and publicity for a business venture or company.

واژه promoter در جمله های نمونه

1. Cheerfulness is the best promoter of health.
[ترجمه یوسف بریحی] شادابی بهترین مروج سلامت است.
|
[ترجمه niloo] شادابی بهترین افزایش دهنده سلامتی است.
|
[ترجمه ترگمان]Cheerfulness بهترین مروج بهداشت است
[ترجمه گوگل]شادابی بهترین پیشگام سلامت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The promoter matched the young boxer with a more skillful fighter.
[ترجمه ترگمان]پروموتر با مشت‌زن جوان با یک مبارز آزموده شده برابری می‌کند
[ترجمه گوگل]این ماموریت بوکسور جوان با یک جنگنده ماهرانه تر هماهنگ شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. That fellow is a promoter of boxing events.
[ترجمه ترگمان]آن جوان، مروج رویداده‌ای بوکس می‌باشد
[ترجمه گوگل ...

مترادف promoter

ترقی دهنده (اسم)
assistant , booster , promoter
پیش برنده (اسم)
promoter , impeller
ترویج کننده (اسم)
promoter

معنی promoter در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] موسس
[نساجی] افزایش دهنده
[معدن] کمک کلکتور (فلوتاسیون)
[پلیمر] تسهیل کننده، ماده ای است که معمولاً به کمک شتاب دهنده برای کاهش زمان ژل شدن می‏آید
[پلیمر] آغازگر پیش برنده
[نساجی] ماده افزاینده ثبات
[نساجی] افزایش دهنده قدرت نفوذ

معنی کلمه promoter به انگلیسی

promoter
• one who advances, one who encourages; entrepreneur, one who participates in a business initiative
• a promoter is a person who helps organize and finance a public event.
• the promoter of something is someone who tries to make it become popular.
sales promoter
• marketing agent

promoter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
ارتقا دهنده
حمید
بهبوددهنده
حمید
بهبود دهنده
حمید هزاره
تثبیت کننده
جلال نجاریزدی
در بانکداری
فردی که خدمات الکترونیک بانک را برای مشتری ها انجام می دهد.
امین
پیشران
مهشید آزادروح
(ژنتیک): پیش‌بر
ایمان
در سرطان : رشد دهنده تومور
لیلی موسوی
سازمان‌دهنده
موسی
promoter(noun) = بانی،برگزارکننده،بنیان گذار،موسس،مروج ،در شیمی(تشدید کننده عمل کاتالیزور)،تبلیغات چی،راه انداز،تشویق کننده،پیشبرنده
a boxing/rock concert promoter = یک بانی بوکس/کنسرت راک

definition = کسی که سعی در تشویق یک اتفاق یا پیشرفت دارد/شخصی که رویدادهای ورزشی و موسیقی را سازماندهی و ترتیب می دهد/شخص یا شرکتی که یک رویداد ورزشی یا یک اجرا را سازماندهی یا تأمین مالی می کند/شخص ، سازمان یا دولتی که سعی در تشویق یک اتفاق یا توسعه دارد/

a promoter of peace/sexual equality = مروج صلح/برابری جنسی


example :
1-The boxing promoter expects a full house when the World Champion defends his title.
هنگامی که قهرمان جهان از عنوان خود دفاع می کند ، بانی بوکس انتظار دارد سالن پر شود.
2-The country is now a leading promoter of regional trade.
این کشور اکنون مروج پیشتاز تجارت منطقه ای است.
3-He was a promoter of education and the arts.
او بنیان گذار آموزش و هنر بود.
4-By licensing the tour to a professional promoter, the company would still have been guaranteed a profit.
با اعطای مجوز تور به یک بنیان گذار حرفه ای ، بازهم سود شرکت تضمین می شود.
5-In this situation corporate sponsorship has helped promoters put on larger, more frequent tours, many of which would previously have been far too expensive.
در این شرایط حمایت مالی شرکتها به برگزارکنندگان کمک می کند تورهای بزرگتر و مکررتری داشته باشند که بسیاری از آنها قبلاً گران بوده اند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی promoter

کلمه : promoter
املای فارسی : پروموتر
اشتباه تایپی : حقخئخفثق
عکس promoter : در گوگل

آیا معنی promoter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )