برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1402 100 1

proliferation

/ˌproˌlɪfəˈreɪʃn̩/ /prəˌlɪfəˈreɪʃn̩/

معنی: تکثیر، ازدیاد

بررسی کلمه proliferation

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or process of proliferating.

- The leaders signed a treaty to prevent the proliferation of nuclear weapons.
[ترجمه ترگمان] این رهبران یک معاهده برای جلوگیری از تکثیر سلاح‌های هسته‌ای امضا کردند
[ترجمه گوگل] رهبران امضاء یک معاهده برای جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه proliferation در جمله های نمونه

1. Nuclear proliferation has returned to centre stage in international affairs.
[ترجمه ترگمان]تکثیر هسته‌ای به مرحله مرکزی در امور بین‌الملل بازگشته است
[ترجمه گوگل]تسلیحات هسته ای به مسائل بین المللی بازگشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The past two years have seen the proliferation of TV channels.
[ترجمه ترگمان]دو سال گذشته شاهد گسترش کانال‌های تلویزیون بوده‌ایم
[ترجمه گوگل]دو سال گذشته شاهد گسترش کانال های تلویزیونی بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This indicates that the stimulation of cell proliferation may not be the only factor in ulcer healing by sucralfate.
[ترجمه ترگمان]این نشان می‌دهد که تحریک تکثیر سلولی ممکن است تنها عامل ترمیم زخم توسط sucralfate باشد
[ترجمه گوگل]این نشان می دهد که تحریک سلول تکثیر ممکن است تنها عامل در بهبود زخم توسط سوکرالفت نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The proliferation of the colorectal lines was unaffected by histamine.
[ترجمه ترگمان]گسترش خطوط colorectal توسط هیستامی ...

مترادف proliferation

تکثیر (اسم)
increase , propagation , reproduction , multiplication , duplication , proliferation , pullulation
ازدیاد (اسم)
proliferation , plethora

معنی کلمه proliferation به انگلیسی

proliferation
• rapid multiplication, rapid reproduction; prosperity, rapid growth, instance of thriving

proliferation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شایسته
بهره وری- بهره گیری
ebi
گسترش ، افزایش
حامد
1. افزایش سریع چیزی در تعداد یا مقدار (rapid increase in the number or amount of something)
۲. بازتولید سریع یک سلول، عضو یا ارگانیسم (rapid reproduction of a cell, part, or organism)
۳. مقدار بسیار زیاد از چیزی (a large number of something)
سعید ترابی
افزایش ناگهانی
رشد سریع
نیلوفر
پراکندگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی proliferation
کلمه : proliferation
املای فارسی : پرلیفرتین
اشتباه تایپی : حقخمهبثقشفهخد
عکس proliferation : در گوگل

آیا معنی proliferation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )