برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

procedure

/prəˈsiːdʒər/ /prəˈsiːdʒə/

معنی: طرز عمل، رویه، روش، روند، ایین دادرسی
معانی دیگر: شیوه، فراروند، گواسه، روال، اسلوب عملکرد، پردازه، اصول محاکمات، آیین دادرسی

بررسی کلمه procedure

اسم ( noun )
مشتقات: procedural (adj.), procedurally (adv.)
(1) تعریف: a way or act of proceeding.
مترادف: method, plan
مشابه: approach, guideline, manner, methodology, mode, modus operandi, order, policy, practice, rule, strategy

- There will be a meeting to discuss procedure with respect to the reorganization of the company.
[ترجمه ترگمان] جلسه‌ای برای بحث در مورد روند سازماندهی مجدد شرکت وجود خواهد داشت
[ترجمه گوگل] یک جلسه برای بحث در مورد روند سازماندهی مجدد شرکت وجود خواهد داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a series of actions, usually carried out in a set order, established or required for the accomplishment of a particular goal; course of action.
مترادف: method, operation, process, routine, system
مشابه: approach, means, measures, methodology, mode, modus operandi, path, platform, practice, proceeding, rule of thumb, step, strategy, technique, way

- Have you studied the procedure for evacuating the building during a fire?
[ترجمه ترگمان] آیا شما روند تخلیه ساختمان در طی آتش‌سوزی را مطالعه کرده‌اید؟
[ترجمه گوگل] آیا روش برای تخلیه ساختمان را در طی آتش مورد مطالعه قرار دادید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه procedure در جمله های نمونه

1. parliamentary procedure
شیوه‌ی پارلمانی

2. standard procedure
روش معمول

3. surgical procedure
روال عمل جراحی

4. grievance procedure
ترتیب و نحوه‌ی رسیدگی به شکایات

5. the law warrants this procedure
قانون این طرز عمل را مجاز می‌شناسد.

6. How is the new monitoring procedure working out?
[ترجمه ترگمان]روند نظارت جدید چگونه کار می‌کند؟
[ترجمه گوگل]روش نظارت جدید چگونه کار می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The whole procedure has become a complete farce.
[ترجمه ترگمان]همه این روند به یک نمایش مضحک تبدیل شده‌است
[ترجمه گوگل]تمام مراحل به یک افسانه کامل تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A biopsy is usually a minor surgical procedure.
[ترجمه ترگمان]نمونه‌برداری معمولا یه روش جراحی کوچیکه
[ترجمه گوگل]بیوپسی معمولا یک روش جراحی کوچک است
...

مترادف procedure

طرز عمل (اسم)
action , manner , procedure , modus operandi , mode
رویه (اسم)
upper , tack , top , procedure , facing , cover , surface , method , scheme , metier , comportment , vamp , praxis , tenor , instep , ism
روش (اسم)
rate , style , way , growth , manner , procedure , course , march , system , form , method , how , rut , fashion , habitude , demarche
روند (اسم)
flow , process , proceeding , procedure , method
ایین دادرسی (اسم)
procedure

معنی عبارات مرتبط با procedure به فارسی

رویه گرا
ایین دادرسی حقوقی، اصول محاکمات حقوقی
ترتیب و نحوه ی رسیدگی به شکایات
دادرسی با شکنجه و سخت گیری
رویه ترمیمی
رویه بازگشتی
اقدام قانونی

معنی procedure در دیکشنری تخصصی

procedure
[حسابداری] متد، روش
[شیمی] روش کار
[سینما] روند
[کامپیوتر] پردازه،رویه - رویه ، پردازه- برنامه ی کوچکتری که بخشی از یک برنامه ی اصلی است. رویه وقتی اجرا می شود که برنامه ی اصلی آن را بخواند. دو امتیاز عمده در به کارگیری رویه ها درون برنامه ها وجود دارد: (1) رویه ها از نوشتن تکراری قطعه ای از برنامه جلوگیری می کنند. در برنامه ی نمونه ، رویه ی readint دو بار فراخوانده می شود ، اما برنامه نویس فقط یک بار آن را می نویسد ، و فقط یک کپی از آ« حافظه کامپیوتر را اشغال می کند. (2) اگر برنامه ی بزرگی از رویه ها استفاده کند ، به آسانی قابل درک است. هر رویه ای دارای هدفی کاملاً مفهوم است . نگاه کنید به top-down programming . برای آشنایی با نمونه ی دیگری از یک رویه ی پاسکال .نگاه کنید به parameter . همچنین برای اطلاع از مفهوم معادل آن در بیسیک .نگاه کنید به subroutine .
[برق و الکترونیک] روند ، رویه
[فوتبال] روش-طرزعمل
[مهندسی گاز] طرزعمل ، روش
[حقوق] روش، رویه، نحوه عمل، تشریفات
[نساجی] روش کار - طرز عمل - روش - شیوه
[ریاضیات] آیین، شیوه، طرز عمل، فرآیند، روش، مراحل کار، روال، رویه، روش انجام کار، دستورالعمل، فراشد، فراگرد، خط مشی، فرابرد، آیین کار، نحوه
[آمار] شیوه
[آب و خاک] رویه ، شیوه، طرز اجرا
[کامپیوتر] اعلان رویه
[کامپیوتر] یکی از چهار قسمت اصلی برنامه کوبول
[حسابداری] روش نمودار
[کامپیوتر] کتاب راهنمای رویه ای
[آب و خاک] رویه گرا ، شیوه گرا
...

معنی کلمه procedure به انگلیسی

procedure
• routine, protocol; course of action; subroutine, sequence of instructions (computers)
• a procedure is a way of doing something, especially the accepted or correct way.
backup procedure
• process of copying documents onto another storage medium to protect files against a system malfunction (computers)
battle procedure
• way of conducting a battle
civil procedure
• regulations governing legal proceedings dealing with civil matters
criminal procedure
• court trial, proceedings of a criminal court trial
electoral procedure
• process by which a candidate is elected to office
emergency procedure
• emergency plan, course of action to be taken in the case of an emergency
landing procedure
• rules and regulations followed in order to ensure a safe landing (of an aircraft or other vehicle)
legal procedure
• procedure that is conducted according to the law
normal procedure
• normal way of doing things
operational procedure
• process of operation, activation procedure
parliamentary procedure
• collection of guidelines for procedure and conduct at legislative or committee proceedings (covers topics such as debate, voting, adjournment, amendments, etc.)
radio telephone procedure
• procedure of wireless communication
regular procedure
• normal way of doing things, standard method
standar ...

procedure را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رعنا مددی
ایین دادرسی
Morteza Aghalar
دستورالعمل - شیوه انجام کار
رها
روال ..شیوه
سجاد صفری
اقدام
sara.noei
روش کار چیزی
Mahboobe Nouzarian
روش آزمایش
میثم علیزاده
1. قاعده انجام کاری
2. روش درمان یا عمل جراحی
امین جهانگرد
1- whats the legal procedure?!
رویه،روند،پروسه
2-medical treatment or operation
tinabailari
the correct way for doing sth
ash
سلسله مراتب
Farah
مداخله درمانی
Atrin
The usual or correct way for doing something
امیررضا فرهید
شیوه ، روش انجاک
امیررضا فرهید
شیوه ، روش انجام
معین
روش ، طرز عمل
میلاد علی پور
راهکار، ترفند
Ahmad Reza Manouchehri
در علوم کامپیوتر:
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند .
🕸️🕸️sia🕸️🕸️
پروسه انجام کاری
پروسه
Gabby
روش
شیوه
MG
راه درست. روش درست
صبا
Procedure=method
Sunflower
an established or official way of doing something.

course of action
line of action
plan of action
policy
series of steps
plan
method
system
strategy
way
approach
means
محمد حاتمی نژاد
روش
رویه
راهکار
طریقه
Abolfazl Ehsani
process
فرآیند
akamrahimi50@gmail.com
اقدامات
لقمان فتاحی
در بازرگانی به معنای رویه های گمرکی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی procedure

کلمه : procedure
املای فارسی : پرکدور
اشتباه تایپی : حقخزثیعقث
عکس procedure : در گوگل

آیا معنی procedure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )