برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1725 100 1
شبکه مترجمین ایران

probative

/proʊˈbeɪtɪv/ /prəʊˈbeɪtɪv/

معنی: ازمایشی، اکتشافی، دال بر اثبات
معانی دیگر: سنجشی، آزمایشی، مشروط

بررسی کلمه probative

صفت ( adjective )
مشتقات: probatory (adj.), probatively (adv.)
(1) تعریف: serving or designed to test or prove.

(2) تعریف: providing evidence or proof.

واژه probative در جمله های نمونه

1. The probative value of the evidence was said to outweigh its prejudicial effect.
[ترجمه ترگمان]گفته می‌شود که ارزش اثباتی این شواهد بیشتر از اثرات مخرب آن است
[ترجمه گوگل]گفته می شود که ارزش شواهد اثبات شده از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Again, standing alone this evidence is not probative of any discrimination in the local construction industry. . . .
[ترجمه ترگمان]بار دیگر، تنها ایستادن در این مدرک، اثباتی برای هر نوع تبعیض در صنعت ساخت‌وساز محلی نیست
[ترجمه گوگل]مجددا این رویه ثابت می کند که هیچ تبعیضی در صنعت ساخت و ساز محلی اثبات نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Investigative experiment results have evidential characteristics, and the probative value of the results should be analyzed in specific case.
[ترجمه ترگمان]نتایج آزمایش محقق دارای ویژگی‌های شهادتی هستند و ارزش اثباتی نتایج باید در یک مورد خاص مورد تحلیل قرار گیرد
[ترجمه گوگل]نتایج آزمایش های تحقیقاتی دارای ویژگی های اثبات پذیری هستند و ارزش اثبات نتایج را باید در مورد خاص تحلیل نمود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف probative

ازمایشی (صفت)
pilot , empiric , experimental , empirical , tentative , testable , probative , probatory
اکتشافی (صفت)
reconnaissance , heuristic , exploratory , probative , probatory
دال بر اثبات (صفت)
probative , probatory

معنی probative در دیکشنری تخصصی

probative
[حقوق] دلالت کننده، ثابت کننده
[حقوق] ادله مثبته، دلیل اثباتی
[حقوق] واقعیات مثبته، واقعیات دلالت کننده
[حقوق] ارزش اثباتی (ادله)

معنی کلمه probative به انگلیسی

probative
• experimental, trial; serving as a test; serving as evidence, serving as proof
probative weight
• influence of evidence on the decision of judging legal instances

probative را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی probative

کلمه : probative
املای فارسی : پربتیو
اشتباه تایپی : حقخذشفهرث
عکس probative : در گوگل

آیا معنی probative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )