برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1725 100 1
شبکه مترجمین ایران

probational


معنی: ازمایش، امتحان، ازادی بقید التزام، دوره ازمایش و کاراموزی
معانی دیگر: probation ازمایش، ازمایش حسن رفتاروازمایش صلاحیت، ارائه مدرک ودلیل

واژه probational در جمله های نمونه

1. The storage time of probational liquid must not exceed 2 hours.
[ترجمه ترگمان]زمان ذخیره‌سازی مایع probational نباید بیش از ۲ ساعت طول بکشد
[ترجمه گوگل]مدت زمان انبارداری مایع پروژسترون نباید بیش از 2 ساعت باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If you have never make big mistake on probational duration, you may become an official member.
[ترجمه ترگمان]اگر در مدت‌زمان probational اشتباه بزرگی مرتکب نشده اید، ممکن است به یک عضو رسمی تبدیل شوید
[ترجمه گوگل]اگر اشتباه بزرگ در مدت زمان مشروطیت نباشد، ممکن است عضو رسمی شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The test-cosmetic system is presented. Probational problems can work out with the system when cosmetic is bought from Internet.
[ترجمه ترگمان]سیستم آرایشی - آرایشی نیز ارائه شده‌است در صورتی که محصولات آرایشی از اینترنت خریداری شده‌باشند، مشکلات Probational می‌تواند با این سیستم حل و فصل شود
[ترجمه گوگل]سیستم تست لوازم آرایشی ارائه شده است هنگامی که لوازم آرایشی از اینترنت خریداری می شود، مشکلات احتمالی می تواند با سیستم کار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Call u ...

مترادف probational

ازمایش (صفت)
probational
امتحان (صفت)
probational
ازادی بقید التزام (صفت)
probational
دوره ازمایش و کاراموزی (صفت)
probational

معنی کلمه probational به انگلیسی

probational
• test, trial, experimental; of a test, of an experiment, of a trial

probational را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی probational

کلمه : probational
املای فارسی : پربتینل
اشتباه تایپی : حقخذشفهخدشم
عکس probational : در گوگل

آیا معنی probational مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )