برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1410 100 1

prized

واژه prized در جمله های نمونه

1. we prized out the lid of the box
در جعبه را به‌زور باز کردیم.

2. we prized the parquets off the floor
با دیلم پارکت‌های کف اتاق را کندیم.

3. one of my most prized possessions
یکی از عزیزترین چیزهایی که دارم

معنی کلمه prized به انگلیسی

prized
• highly valued, held in high regard, greatly esteemed; very expensive, of great value, of great worth

prized را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Maryam
Somthing that is valuable
محمد رضا شادی
بهادار - با ارزش
Vafa.
قیمتی.
گرانقیمت.
پ.آزاد
ارزشمند، گران بها، گرانقدر، نفیس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی prized مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )