برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

privilege

/ˈprɪvlədʒ/ /ˈprɪvəlɪdʒ/

معنی: مزیت، امتیاز، رجحان، حق ویژه، امتیاز مخصوصی اعطا کردن، بخشیدن
معانی دیگر: فرداد، پایزه، بهره وری، برخورداری، مصونیت، ایمنی، مصونیت دادن، ایمن کردن، مستثنی کردن، امتیاز (ویژه) دادن، فرداد کردن، پایزه دادن، امتیازات طبقاتی دادن، افتخار، سرفرازی، (نادر) حق (حقوق) مدنی، حق اساسی

بررسی کلمه privilege

اسم ( noun )
(1) تعریف: a right, immunity, benefit, or advantage belonging or granted exclusively to a person, group, social class, rank, or the like.
مترادف: entitlement, prerogative, right
مشابه: advantage, appanage, benefit, birthright, boon, due, freedom, honor, immunity, liberty, license, perk, perquisite, power

- Officers have privileges that enlisted persons do not have.
[ترجمه ترگمان] افسران دارای مزایایی هستند که افراد داوطلب ندارند
[ترجمه گوگل] افسران دارای امتیازاتی هستند که افراد در آن قرار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- His immigrant parents felt that being able to live in this country was a privilege.
[ترجمه ترگمان] والدین مهاجر او احساس کردند که قادر به زندگی در این کشور یک امتیاز است
[ترجمه گوگل] والدین مهاجر او احساس کردند که توانایی زندگی در این کشور یک امتیاز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the principle or condition of granting and preserving such exclusive rights or advantages.
مترادف: entitlement
مشابه: authority, authorization, birthright, dispensation, exemption, freedom, immunity, prerogative, qualification, seniority

...

واژه privilege در جمله های نمونه

1. each privilege has a correlative responsibility
هر امتیازی مسئولیتی به همراه دارد.

2. the privilege of trial by jury
حق محاکمه شدن توسط هیئت منصفه

3. to privilege members of parliament from arrest
مصون کردن نمایندگان مجلس از بازداشت

4. it was my privilege to have worked with your deceased father
افتخار همکاری با پدر مرحوم شما را داشتم.

5. the accordance of privilege
اعطای امتیاز

6. to revoke a privilege
امتیازی را باطل کردن

7. the accumulation of wealth, property, and privilege
گردآوری ثروت و ملک و امتیاز

8. Healthcare should be a right, not a privilege.
[ترجمه ترگمان]مراقبت پزشکی باید یک حق باشد، نه یک امتیاز
[ترجمه گوگل]بهداشت و درمان باید یک حق باشد، نه یک امتیاز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The club is the last stonghold of male privilege.
[ترجمه ترگمان]باشگاه آخرین stonghold از امتیاز مردان است
[ترجمه گوگل]این باشگاه آخرین مدال از امتیازات مردانه است
[ترجمه شما ...

مترادف privilege

مزیت (اسم)
benefit , advantage , privilege , boon , preponderance , excellence , superiority , preference , profit , behoof , vantage
امتیاز (اسم)
score , plus , grant , precedence , privilege , precedency , distinction , charter , concession , prominence , fee , franchising , enfranchisement , pas , prerogative
رجحان (اسم)
privilege , excellence , preference , predominance , distinction , predilection , predominancy
حق ویژه (اسم)
privilege , perquisites , prerogative
امتیاز مخصوصی اعطا کردن (فعل)
privilege
بخشیدن (فعل)
give , vouchsafe , present , absolve , forgive , donate , remit , give away , assoil , portion , dispense , grant , privilege , pardon , gift , spare , bestow , betake , condone , endue , indue

معنی عبارات مرتبط با privilege به فارسی

درشگه کرایه ای که حق دارددر جاهای خصوصی بایستد
(امریکا - حق رئیس جمهور دایر به ندادن اطلاعات به کنگره و قوه ی قضاییه درباره ی برخی کارهای قوه ی مجریه) مصونیت رئیس جمهور، حق قوه ی مجریه

معنی privilege در دیکشنری تخصصی

privilege
[حقوق] امتیاز، مزیت، حق ویژه
[حقوق] سوء استفاده از امتیاز
[کامپیوتر] امتیاز فیلد
[کامپیوتر] امتیاز خواندن ، نوشتن .

معنی کلمه privilege به انگلیسی

privilege
• special individual right not enjoyed by others; benefit, right, advantage; prerogative, benefits given only to people of a particular group; immunity from legal prosecution
• grant special rights, give special advantages or benefits; provide immunity from legal prosecution; exempt, release from a particular obligation
• a privilege is a special right or advantage that puts one person or group in a better position than other people.
attorney client privilege
• legal right to preserve the confidentiality of conversations between a lawyer and client (one cannot legally be forced to reveal this information)
conversion privilege
• right of the borrower to change the nature of a property on which a mortgage has been placed
husband wife privilege
• civil right that protects a husband or wife from being required to testify in court against his/her spouse
lady of privilege
• woman who has money or a high social standing
plea of privilege
• claim of privilege, claim of right or immunity (law)
read write privilege
• access to write and read to or from a computer file

privilege را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

reza
سعادت
رضا كريمي
سعادت
Sina
1 ) به معنی امتیاز
Senior management enjoy certain privileges, such as company cars and health insurance.
مدیریت ارشد ازبرخی امتیازات و حقوق ویژه مانند ماشین های کارخانه و بیمه ی سلامت بهره میبرد ( لذت میبرد)
2) فرصت یا سعادت انجام چیزی یا افتخار
I had the privilege of interviewing Picasso من سعادت یا افتخار مصاحبه با پیکاسو( نقاش معروف ) را داشتم.
It was a real privilege to meet her اون یک سعادتیا افتخار بزرگ و واقعی بود برای دیدن او
3) حقوق و امتیازاتی که طبقه ی اجتماعی مرفه و رو به بالا در جامعه دارند.
4) حق ویژه ای که برخی از افراد در حوزه ی مقامات دولتی دارند که اجازه دارند کاری را انجام بدهند یا حرفی را بزنند در حالی که افراد دیگر ندارند.
Sina
1 ) به معنی امتیاز
Senior management enjoy certain privileges, such as company cars and health insurance.
مدیریت ارشد ازبرخی امتیازات و حقوق ویژه مانند ماشین های کارخانه و بیمه ی سلامت بهره میبرد ( لذت میبرد)
2) فرصت یا سعادت انجام چیزی یا افتخار
I had the privilege of interviewing Picasso من سعادت یا افتخار مصاحبه با پیکاسو( نقاش معروف ) را داشتم.
It was a real privilege to meet her اون یک سعادتیا افتخار بزرگ و واقعی بود برای دیدن او
3) حقوق و امتیازاتی که طبقه ی اجتماعی مرفه و رو به بالا در جامعه دارند.
4) حق ویژه ای که برخی از افراد در حوزه ی مقامات دولتی دارند که اجازه دارند کاری را انجام بدهند یا حرفی را بزنند در حالی که افراد دیگر ندارند.
SetareVaghefi
ممتاز
Sunflower
Advantage
منفعت
نفع

Command requirements do not recognize personal privilege
Star Trek TOS

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی privilege

کلمه : privilege
املای فارسی : پریویلگ
اشتباه تایپی : حقهرهمثلث
عکس privilege : در گوگل

آیا معنی privilege مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )