برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

prismatic

/ˌprɪzˈmætɪk/ /prɪzˈmætɪk/

معنی: منشوری، منشور وار
معانی دیگر: منشور مانند، شوشه سان، (منشور) نورشکن، طیف مانند، رنگارنگ، خیره کننده

بررسی کلمه prismatic

صفت ( adjective )
مشتقات: prismatically (adv.)
(1) تعریف: of, like, or relating to a prism.

(2) تعریف: refracting light, in the manner of a prism.

(3) تعریف: formed by a prism, as colors.

(4) تعریف: having many colors; iridescent; dazzling.
مشابه: motley

واژه prismatic در جمله های نمونه

1. Yet in his prismatic experiments he mentions only red and blue.
[ترجمه ترگمان]با این حال در تجربیات منشوری خود او فقط قرمز و آبی یاد می‌کند
[ترجمه گوگل]با این حال، در آزمایشات ظاهری او فقط قرمز و آبی را ذکر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Dragonflies dip and buzz, their prismatic wings turning the waning sunlight to diamonds.
[ترجمه ترگمان]غوطه خوردن و وزوز، بال‌های منشوری رنگ نور خورشید رو به افول به سوی الماس تبدیل کرده بودند
[ترجمه گوگل]گرد و غبار و گرد و غبار، بال های ظریف خود را تبدیل نور خورشید به الماس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Prismatic crystal of Barite on Calcite crystals.
[ترجمه ترگمان]کریستال Prismatic of روی کریستال‌های calcite
[ترجمه گوگل]کریستال پریستالی باریت در بلورهای کلسیت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. When the sun rose a hundred prismatic hues were reflected from it.
[ترجمه ترگمان]وقتی خورشید یک صد تن از رنگ‌های مختلف را از آن بیرون می‌کشید، از آن منعکس می‌شد
[ترجمه گوگل]وقتی که ...

مترادف prismatic

منشوری (صفت)
prismatic
منشور وار (صفت)
prismatic

معنی عبارات مرتبط با prismatic به فارسی

معنی prismatic در دیکشنری تخصصی

prismatic
[عمران و معماری] منشوری
[زمین شناسی] منشوری - الف) به ذره رسوبی دارای طول 1/5 تا 3 برابر عرض گفته می شود.(کرینین، 1948، ص142). - ب) مرتبط با منشور رسوبی. - ج) مرتبط با منشور بلورشناختی. - د) به بلوری گفته میشود که در یک بعد بسیار طویل تر از دو بعد دیگر است . در آن مقدار زیادی دانه های منشوری وجود دارد که دارای جهت یابی تقریباً موازی بوده، به نحوی که معمولاً در نمونه دستی یا مقطع نازک ، ظاهر جهتدار را نشان می دهند.
[صنعت] منشوری ، خطی ، انتقالی ، شیاری
[خاک شناسی] منشوری
[عمران و معماری] تیر منشوری
[آب و خاک] کانال منشوری، کانال با سطح مقطع ثابت
[زمین شناسی] رده منشوری - رده بلوری در سیستم منوکلینیک که دارای تقارن 2متر است.منشورهای این سیستم دارای چهار وجه هستند که در مقطع عرضی لوزی هستند و دارای محورهای c، a یا هر ردیف شبکه ای موازی با محور b می باشند.
[زمین شناسی] رخ منشوری - رخ کانی موازی با وجوه یک منشور، به عنوان مثال رخ (110) آمفیبول.
[زمین شناسی] قطب نمای منشوری - قطب نمای کوچک مغناطیسی که زمان استفاده در دست نگهداشته می شود و مجهز به درجه نشانه روی و یک منشور شیشه ای تعبیه شده به نحوی است که می توان جهت مغناطیسی یا آزیموت یک خط را (ازمیان منشور) از روی مقیاس دایره ای مدرج در همان زمانی که خط روی هدف می باشد، خواند. -
[سینما] شیشه منشوردار
...

معنی کلمه prismatic به انگلیسی

prismatic
• of a prism, resembling a prism; multi-faceted, varied, diverse
prismatic colors
• colors of the rainbow, colors of the visible spectrum

prismatic را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی prismatic

کلمه : prismatic
املای فارسی : پریسمتیک
اشتباه تایپی : حقهسئشفهز
عکس prismatic : در گوگل

آیا معنی prismatic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )