برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1427 100 1

pricker

/ˈprɪkər/ /ˈprɪkə/

معنی: خراشنده، سیخ زننده
معانی دیگر: هر چیزی که می خراشد یا سوراخ می کند، سی  زننده

بررسی کلمه pricker

اسم ( noun )
• : تعریف: that which pricks, such as a thorn or a pricking tool.

واژه pricker در جمله های نمونه

1. Next, a long tapering round metal pricker was inserted so that its point penetrated a short distance into the powder.
[ترجمه ترگمان]پس از آن قطعه فلزی درازی که به دور آن پیچیده شده بود طوری وارد شد که نوک آن به اندازه فاصله کوتاهی به پودر تبدیل شد
[ترجمه گوگل]بعد، یک مورب فلزی دور کمر قرار داده شد تا نقطه آن به فاصله ای کوتاه از پودر نفوذ کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The diameter of different parts of pricker is indicated by machine number. The smaller machine number means the larger diameter.
[ترجمه ترگمان]قطر قسمت‌های مختلف of با عدد ماشین نشان داده می‌شود عدد ماشین کوچک‌تر به معنی قطر بزرگ‌تر است
[ترجمه گوگل]قطر قسمت های مختلف از شکاف با شماره ماشین مشخص می شود شماره ماشین کوچکتر به معنای قطر بزرگتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. By 187it had become illegal to have in one's possession in the mine a ferrous metal pricker or scraper.
[ترجمه ترگمان]تا صفحه ۱۸۷ غیر قانونی در تملک یک معدن آهنی یا انبر غیر قانونی شده بود
[ترجمه گوگل]در سال 1870، غیر قانونی بود که در معدن یک معدن سنگ آهن یا فلزات سنگین در اختیار داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف pricker

خراشنده (اسم)
scraper , pricker , scratcher
سیخ زننده (اسم)
pricker

معنی کلمه pricker به انگلیسی

pricker
• needle, pin; person or thing that stabs; sharp pointed weapon

pricker را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pricker
کلمه : pricker
املای فارسی : پریککر
اشتباه تایپی : حقهزنثق
عکس pricker : در گوگل

آیا معنی pricker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )