برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1466 100 1

pressure point

/ˈpreʃərˈpɔɪnt/ /ˈpreʃəpɔɪnt/

(پزشکی) نقطه ی فشار

بررسی کلمه pressure point

اسم ( noun )
• : تعریف: any of several places on the body where an artery passes over bone close to the skin, and where pressure can be applied to cut off blood flow to a limb, as in the case of serious injury.

واژه pressure point در جمله های نمونه

1. Hospitals are a pressure point for the entire health system.
[ترجمه شهریار بهرامی اقدم] بیمارستان ها نقطه ی حساس کلّ نظام سلامت هستند
|
[ترجمه ترگمان]بیمارستان‌ها نقطه فشاری برای کل سیستم بهداشت هستند
[ترجمه گوگل]بیمارستان ها یک نقطه فشار برای کل سیستم بهداشتی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Pressure points . . . To close gaping wounds, use needle and thread.
[ترجمه ترگمان]فشار خون به زخم دهان باز، از سوزن و سوزن استفاده می کنه
[ترجمه گوگل]امتیازات فشار برای بستن زخم های زخم، از سوزن و نخ استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Presents the position of the constant pressure point for the system with both expansion pipe and circulating pipe.
[ترجمه ترگمان]موقعیت فشار ثابت برای سیستم با لوله انبساط و لوله گردش می‌دهد
[ترجمه گوگل]موقعیت نقطه فشار ثابت برای سیستم را با هر دو لوله باز و لوله گردش می کند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه pressure point به انگلیسی

pressure point
• point which reacts when pressed

pressure point را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار بهرامی اقدم
نقطه ی حساس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pressure point
کلمه : pressure point
املای فارسی : فشار پوینت
اشتباه تایپی : حقثسسعقث حخهدف
عکس pressure point : در گوگل

آیا معنی pressure point مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران