برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

preset

/priˈset/ /ˌpriːˈset/

معنی: از پیش نشاندن، قبلا مرتب کردن، قبلا چیدن و قرار دادن
معانی دیگر: (به ویژه دستگاه های خودکار) از پیش تنظیم کردن

بررسی کلمه preset

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: presets, presetting, preset
• : تعریف: to set in advance.

- We have preset the menu for the party, but we can still make small changes if necessary.
[ترجمه ترگمان] ما منوی مهمانی را از پیش تعیین کرده‌ایم، اما اگر لازم باشد، ما هنوز می‌توانیم تغییرات کوچکی ایجاد کنیم
[ترجمه گوگل] ما از منو برای این حزب از پیش تعیین شده است، اما در صورت لزوم می توانیم تغییرات کوچکی را انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه preset در جمله های نمونه

1. to preset an alarm clock
ساعت شماطه‌دار را (از پیش) تنظیم کردن

2. The agenda for the meeting has been preset.
[ترجمه ترگمان]دستور کار برای این جلسه از پیش تعیین شده‌است
[ترجمه گوگل]دستور کار جلسه از پیش تعیین شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He preset the video recorder at the desired time.
[ترجمه ترگمان]او در زمان مطلوب آن دستگاه ضبط را بالا برد
[ترجمه گوگل]او ضبط ویدئو را در زمان دلخواه تنظیم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Bake the cake in a preset oven.
[ترجمه ترگمان]\"کیک را در یک فر از پیش تنظیم‌شده\" قرار دهید
[ترجمه گوگل]پخت کیک را در یک اجاق از پیش تنظیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The shares will be sold at a preset price.
[ترجمه ترگمان]سهام با قیمت از پیش تعیین‌شده فروخته خواهند شد
[ترجمه گوگل]سهام خواهد شد در قیمت از پیش تعیین شده فروخته می شود
[ترجمه شما] ...

مترادف preset

از پیش نشاندن (فعل)
preset
قبلا مرتب کردن (فعل)
preset
قبلا چیدن و قرار دادن (فعل)
preset

معنی preset در دیکشنری تخصصی

preset
[کامپیوتر] از پیش تنظیم کردن
[برق و الکترونیک] پیش تنظیم - پیش قرار دادن ایجاد شرایط یا مقدار اولیه ای معمولاض باتنظیم یک یا چند کنترل از قبل .
[برق و الکترونیک] هدایت پیش قرار داده شده هدایت موشکی که مسیر موشک در آن با کنترلهایی پیش از پرتاب ، تعیین می شود .
[برق و الکترونیک] پارامتر پیش قرار داده شده پارامتری که مقدار آن در حین اجرای زیر روال کامپیوتری تغییر نمی کند .

معنی کلمه preset به انگلیسی

preset
• device that automatically activates a certain function; favorite radio station that is programmed on a button (and is tuned automatically by pressing that button)
• arrange beforehand; place in advance, put ahead of time; organize beforehand; prepare ahead of time

preset را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد ک پ
preset
1-فعل
تنظیم کردن یا تطبیق دادن مقدار ی(بخشی) از کنترل عملکرد یک دستگاه قبل از استفاده از آن.
"the water is heated quickly to a preset temperature"
2-اسم
"کنترل ِ تجهیزات الکترونیکی " که برای تسهیل استفاده از قبل تنظیم شده یا تطبیق داده شده است.
نجمه
پیشْ تنظیمات
مهدی باقری
از پیش تصمیم گرفتن برای چیزی
محدثه فرومدی
ازپیش‌تعیین‌شده
غزال سرخ
پیش‌تنظیمات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preset

کلمه : preset
املای فارسی : پرست
اشتباه تایپی : حقثسثف
عکس preset : در گوگل

آیا معنی preset مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )