برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1394 100 1

predictive

/prəˈdɪktɪv/ /prɪˈdɪktɪv/

معنی: پیشگویانه

بررسی کلمه predictive

صفت ( adjective )
مشتقات: predictively (adv.), predictiveness (n.)
(1) تعریف: of or relating to predictions.

(2) تعریف: indicating future events.

- Having a solid education is somewhat predictive of getting a better-paying job.
[ترجمه ترگمان] داشتن تحصیلات خوب تا حدی پیش‌بینی یک شغل بهتر است
[ترجمه گوگل] داشتن یک آموزش جامع، تا حدودی پیش بینی می کند که یک کار بهتر با پرداخت می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه predictive در جمله های نمونه

1. The predictive value of this new method of analysis has still to be proven.
[ترجمه ترگمان]ارزش پیش‌بینی‌کننده این روش جدید تحلیل همچنان باید ثابت شود
[ترجمه گوگل]ارزش پیش بینی کننده این روش جدید تحلیل هنوز ثابت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. More research is needed to improve the predictive value of the tests.
[ترجمه ترگمان]برای بهبود ارزش پیش‌بینی‌کننده آزمایش‌ها، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]تحقیقات بیشتری برای بهبود ارزش پیش بینی شده آزمون ها ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dreams, even vivid ones, have little predictive value.
[ترجمه ترگمان]رویاها، حتی رنگ‌های زنده، ارزش پیش‌بینی‌کننده کوچکی دارند
[ترجمه گوگل]رویاهای، حتی حیرت انگیزان، ارزش پیش بینی کمی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. However, such theories have limited predictive capability in that we can not measure the individual's perception of values.
[ترجمه ترگمان]با این حال، چنین نظریه‌ها قابلیت پیش‌بینی محدودی دارند که ما نمی‌توانیم ...

مترادف predictive

پیشگویانه (صفت)
predictive

معنی کلمه predictive به انگلیسی

predictive
• predicting, forecasting; prophetic, telling of future events; of forecasting; of prophesying
• speech, writing, or tests that are predictive are concerned with information about future events; a formal word.

predictive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد مرادی
قابل پیش بینی
فرهاد مرادی
قابل پیش بینی
ریحان
پیش بینی
شهرزاد حق شناس
sth is "predictive" of sth
برمی انگیزاند، بر انگیخته می کند، پیش بینی می کند
سامان نصیری
پیش بینانه
Anna Karenina
پیش‌نگرانه
مرتضی بزرگیان
از پیش خبر دهنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی predictive
کلمه : predictive
املای فارسی : پردیکتیو
اشتباه تایپی : حقثیهزفهرث
عکس predictive : در گوگل

آیا معنی predictive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )